شناسائی باورهای شرطی- بخش دوم

در پست قبلی خدمتتون عرض کردم که ما با کمک باورها و رفتارهای مقابله ای سعی می کنیم از خودمون در مقابل هیجانات منفی و اتفاقات بد احتمالی محافظت کنیم.مثلا کسی که از آسانسور می ترسه با انتخاب رفتار مقابله ای استفده از راه پله از خودش در مقابل اضطراب ناشی از استفاده کردن از آسانسور محافظت می کنه.

حالا فرض بفرمائید فردی یک همچین باور شرطی داشته باشه:

اگر در کاری که انجام می دم عیب و نقصی وجود داشته باشه اون وقت(آنگاه) من آدم بی کفایتی هستم.

خب!کسی که یک همچین باور شرطی داره و میزان کفایتش رو با انجام دادن بی عیب و نقص کارهاش هم هویت کرده برای محافظت از خودش در برابر احساس منفی بی کفایتی چه باور مقابله ای رو در خودش نهادینه کرده؟ احتمالا باور مقابله ایش می تونه یک چیزی توی این مایه ها باشه:

اگر همیشه دقت کنم پس کارم بی عیب و نقصی هست.(اگه کارم بی عیب و نقص باشه احساس بی کفایتی نمی کنم.)(این باور باعث میشه فرد بیش از اندازه برای انجام درست کارها به خودش فشار بیاره)

چنین فردی می تونه یک همچین باور مقابله ای هم داشته باشه:

اگر کارهای سخت رو قبول نکنم اون وقت در کارم عیب و نقصی بوجود نمیاد.(در نتیجه احساس بی کفایتی هم نمی کنم)(افرادی که با مدرک بالا کارهای سطح پائین رو می پذیرن یا از ارتقا مقامشون واهمه دارن ممکنه یه همچین باوری در ذهنشون باشه.همچنین افرادی که شروع یک کار رو مدام به تعویق می ندازن ممکنه یک همچین باور مخربی داشته باشن.)

همونطوری که مشاهده فرمودید این باورهای مقابله ای باعث پیدایش رفتارهای کمالگرایانه میشه.به عنوان مثال فردی که باور مقابله اول رو داره ممکنه بیش از حد به  ریز کاریهای کاری که داره انجام می ده توجه کنه و بی خودی خودش رو خسته کنه.

 خب!تا اینجا دونستید که باورهای شرطی و مقابله ای چه ربطی به کمالگرائی دارن.حالا می خوایم بدونیم که این باورها رو چطور میشه شناسائی کرد .

اولین کاری که باید انجام بدید اینکه رفتار کمالگرایانه رو شناسائی کنید.

مثلا ممکنه فردی بیش از اندازه جلوی آینه می ایسته.

بعد از شناسائی رفتار کمالگرایانه ، فرد مورد نظر می تونه این سئوال رو از خودش بپرسه:(باورهای شرطی از دو بخش اگر / آنگاه تشکیل شدن.فرد بخش اگر رو مطرح می کنه تا بخش آنگاه باورش رو کشف کنه)

اگر کمتر از زمان مورد نظرم جلوی آینه بایستم اون وقت ...

فرد با پرسیدن این سئوال می تونه باور مقابله ای و به تبع اون باور شرطی خودش رو شناسائی کنه.

در این مرحله فرد می تونه چند بار این شیوه سئوال پرسیدن رو انجام بده تا با ریشه باورهای مخربش آشنا بشه.مثلا ممکنه فرد در قسمت نقطه چین بنویسه که:

...جذابیت همیشگی رو ندارم.

بعد می تونه این سئوال رو از خودش بپرسه:

اگر جذابیت همیشگی رو نداشته باشم اون وقت...

بعد از انجام اینکار ممکنه فرد به این نتیجه برسه که علت بیش از اندازه جلوی آینه بودنش نشان از اضطراب اجتماعی داره.بنابراین فرد باید با اضطراب اجتماعیش مقابله کنه نه اینکه با رفتار مقابله ای بیش از اندازه جلوی آینه ایستادن اینقدر خودش رو عذاب بده و صورت مسئله رو پاک کنه!

در برخی از مواقع ممکنه رفتار فرد اجتنابی باشه.مثل اجتناب از طرد شدن از طرف دیگران.مثلا همسر.اینکه فرد در چنین مواقعی چیکار باید انجام بده رو در پست بعدی خدمتتون عرض می کنم.اگه خاطرتون باشه قرار بود ایراد سومی که پیروی از باورهای شرطی داره رو در این پست خدمتتون عرض کنم.این مهم رو برای اینکه پست طولانی نشه در پست بعدی خدمتتون عرض می کنم.

کمالگراها مبحث مقابله با باوهای شرطی رو جدی بگیرن.بازیچه ی دست باورهای مخربتون نشید و فشار بیخود روانی رو به خودتون تحمیل نکنید.

 

-پست بعدی:

مقابله با باورهای شرطی بخش سوم.(فراتر از کمالگرائی!معرفی یک رفتار مخرب ، وابستگی بیمارگونه و تاثیرش در خشونت خانگی)

-چند هفته ای هست که یکی از همکارانم از محیط کاری بنده رفته.این مسئله باعث افزایش فشار زیاد کاری برام شده.در بعضی از روزها 12 ساعت کار می کنم!علت اینکه می بینید باشگاه مجازی دیرتر به روز میشه و کمتر به وبلاگهای شما سر می زنم همینه.این مشکل انشاالله به زودی حل میشه.

/ 2 نظر / 7 بازدید
زیبا

چقدر تو مثبت و سازنده ای. خیلی سود بردم از پستت. -- از کار زیاد، خسته نباشی دوست خوب [گل]

زرین تاج

اصلا انگار این پست رو برای من گذاشته بودی. اگر یادت باشه تو موضوع دو سال پیش با هم به این نتیجه رسیدیم که من دچار یه جور وسواس فکری هستم که باعث میشه به خودم خیلی فشار بیارم و این فشار رو به خانواده ام منتقل کنم. خوب راستش در منزل تا حدودی این موضوع رو تعدیل کردم البته تا حدودی ... ولی در شرکت این موضوع شدیدا داره به خودم فشار میاره هم به اطرافیانم ... اگه مدیر عامل زنگ بزنه چهار تا غر بزنه یا ازم دوتا ایراد بگیره انگار دنیا رو سرم خراب میشه و متقابلا با کارمندها م دعوا میکنم. لطفا بهم بگو چطوری میتونم یه کمی بی خیال تر باشم . راستش باید سعی کنم کمال گراییم رو کنار بزارم . یعنی اگر لزوما همه چیز طبق برنامه و خواست و میل من پیش نرفت یهو منفجر نشم. راستش احساس میکنم دچار خشونت اجتماعی میشم و نسبت به بچه ها خیلی سخت میگیرم[اضطراب][وحشتناک] هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم.