جمع بندی مبحث باورهای دوران کودکی (طرح واره ها)

 

قبلا خدمتتون عرض کردم که مغز ما از دو بخش تشکلیل شده (نگاه کنید به: از درون خود این آوازها منع کن تا کشف گردد رازها). 

باورهای دوران کودکی ما در بخش پائینی مغزمون ذخیره میشه. در بزرگسالی به محض اینکه با شرایطی مواجه بشیم که کوچکترین نشانه ی تجربیات تلخ گذشته رو داره بخش پائینی مغز به سرعت همون هیجانات گذشته رو در ما فعال می کنه.

مثلا خانمی طرح واره باید انگاری داره تا زمانی که نخواد کار مهمی انجام بده از نظر هیجانی متعادل هست اما به محض اینکه بهش کاری سپرده میشه ذهنش پر میشه از باورهای مختلفی که هر کدوم هیجانهای خاصی رو در این خانم بوجود میاره.

بنده به صداهای مختلفی که در چنین مواقعی در ذهن افراد بوجود میاد و فرد رو از نظر روانی فلج می کنه و اون رو دچار تردید می کنه در سلسله پست های از درون خود این آوازها اشاره کردم برای مطالعه این پست ها به بخش آرشیو وبلاگ / عناوین مطالب وبلاگ مراجعه فرمائید.

سئوال مهم اینه که وقتی بخش پائینی مغزمون هیجانات منفی رو در ذهنمون فعال میکنه و باعث ایجاد احساس افسردگی ، خشم یا اضطراب در ما میشه ، ما باید چیکار کنیم؟

جواب این سئوال سادست!

در چنین مواقعی باید به کمک بخش بالائی مغزمون بخش پائینی رو کنترل  و بعد از اون تصمیم منطقی و درست رو اتخاذ کنیم.

به این پدیده  هوش هیجانی (EQ) میگن.

هوش هیجانی یعنی استفاده از خرد در قلمرو هیجان.

خوشبختانه هوش هیجانی رو میشه با تمرین ارتقا داد . بخش بزرگی از احساس خوشبختی ما مربوط به قدرت و میزان هوش هیجانیمون هست. 

برای همینه که تحقیقات پروفسور سلیگمن ثابت کرد که تحصیلات بر احساس خوشبختی تاثیری نداره. نگاه کنید به کتاب شادمانی درونی.

این مهمه که بدونید هر اندوخته شما (مطالعه و آموزهای دوران بزرگسالی) در بخش بالائی مغزتون ذخیره میشه ولی اگر نتونید در هنگامی که بخش پائینی مغزتون فعال شده و امور هیجانیتون رو بدست گرفته این بخش رو کنترل کنید هرگز نمی تونید از اطلاعات بخش بالائی مغزتون استفاده کنید که این مسئله هم به اهمیت هوش هیجانی اشاره داره.

به عنوان مثال ممکنه خانمی کتابها زیادی در مورد خشونت خانگی مطالعه کرده باشه یا راهکارهای مختلفی رو از مشاورین مختلف آموزش دیده باشه ولی همین خانم وقتی با همسرش وارد بحث و جدل میشه بخش پائینی مغزش چنان خشم رو در این خانم بوجود میاره که ایشون اصلا نمی تونه از اطلاعاتی که در بخش بالائی مغزش ذخیره کرده استفاده کنه.

بنابراین افرادی که هوش هیجانی پائینی دارن تا زمانی که هوش هیجانیشن رو ارتقا ندادن ذخیره اطلاعات ، هر چند مفید نمی تونه بهشون در جهت تغییر مسیر زندگیشون کمک کنه .

یکی از علت هائی که افراد تغییر کردن براشون سخته یا این سئوال براشون پیش اومده که چرا وقتی کتاب زیاد می خونن ولی این کتابها بهشون نمی تونه کمک کنه همینه. مشکل از کتابها نیست مشکل از ناتوانی شما در آروم کردن بخش پائینی مغزتون هست.

از بعد عصب شناسی سیستم عصبی ما اطاعات رو از مسیرهائی عبور و فراخوانی می کنه که قبلا بیشتر بهشون مراجعه کرده. مثلا اگه به کوهنوردی رفته باشید متوجه میشید حرکت کردن در مسیرهایی که قبلا ازشون عبور شده راحت تره . سیستم عصبی ما هم به همین شکل عمل می کنه سیستم عصبی ما میل به گذشته داره و همونطوری که قبلا به رویداد بیرونی واکنش نشون میداده در زمان حال واکنش نشون میده این همون ناخودآگاست. حالا اگر مسیر عصبی قبلی در زمان حال براتون سودی نداره بلکه ضرر هم داره این شما هستید که باید بصورت آگاهانه با تقویت هوش هیجانیتون مسیر عصبی مغزتون رو تغییر بدید و این کار شدنی هست این مهم با تمرین ، تمرین و تمرین بدست میاد! باید سخت تمرین کنید چون سیستم عصبیتون میل به گذشته داره شما باید آگاهانه این مسیر سیستم عصبی رو تغییر بدید. 

باشگاه مجازی مثل یاشگاه ورزشیه. اگه تمریناتش رو با جدیت انجام ندید هیچ کمکی نمی تونید در شرایط بحرانی به خودتون کنید.

سئوال مهم دیگه اینه که چرا افکار مخرب دوران کودکی وارد دوران بزرگسالیمون میشن.برای دونستن این مطلب پست های زیر رو مطالعه کنید:

چرا باورهای ما از کودکی به بزرگسالی منتقل میشن؟ ( بخش اول : تسلیم طرح واره)

 

چرا باورهای ما از کودکی به بزرگسالی منتقل میشن؟ ( بخش دوم: اجتناب طرح واره)

 چرا باورهای ما از کودکی به بزرگسالی منتقل میشن؟ ( بخش آخر: جبران طرح واره)

 

این سه رفتار مخرب هیچ وقت اجازه نمی دن شما با افکارتون مواجه مستقیم داشته باشین تا اونها رو مورد آزمون و ارزش یابی قرار بدین. مثلا کسی که طرح واره انزوای اجتماعی داره مدام فکر می کنه وصله ناجور جامعه هست یا فکر می کنه جامعه مدام در حال ارزشیابی شخصیت اون هست این افکار در فرد اضطراب ایجاد می کنه و فرد برای اینکه کمتر اضطراب رو تجربه کنه کمتر در فعالیت های اجتماعی شرکت می کنه (اجتناب طرح واره) اینکار باعث تداوم طرح واره در دوران بزرگسالی ، میانسالی و حتی پیری میشه! 

ما تا آخر عمر با باورهامون زندگی می کنیم هر چقدر زودتر برای تغییر باورهای مخرب تلاش کنید کمتر رنج می کشید!

عنوان پست بعدی:

برای آنهائی که واقعا نگران وضعیت فرهنگی کشورند! (سخنی با مسئولین و برخی دلواپسان!)

/ 7 نظر / 15 بازدید
شکیبا

سلام . خوب هستین؟ آقا من اعتراض دارم . به کی بگم؟مگه قرار نبود پست بعدی شما در مورد اشتغال خانوم ها باشه. پس چی شد؟ می دونین من چقدر انتظار کشیدم؟؟؟[قهر]

سیده طاهره

این افکار انسان است که رفتار انسانها رو شکل میده!! باورهای منفی من اینقدر عمیق هستند که با اینکه مدتیست در مسیر اصلاح افکارم و شناختن خطاهای شناختی و راههای مقابله با ان قرار گرفتم هنوز هم به هنگام عمل که میرسد دوباره همان افکار همان خطاها و همان رفتارهای اشتباه از من به فعلیت میرسد! امروز برای اولین بار به وبلاگ شما سرزده ام! مطالبش را میپسندم زکات علمتان را به بهترین نحو میپردازید باز هم به شما سر خواهم زد... حق همراهتان...

نیکو

کجا هستید آقای فکرآزاد؟

نیکو

[زودباش]

زرین تاج

سلام آقای فکر آزاد ، نیکو جان و شکیبا جان سلام . ببخشید من خیلی وقت بود نبودم یعنی کلا از وقتی اومدم این شرکت جدیده دیگه کلا در تمام ساعت کاری عین تراختور میباشم. پست جدید خیلی جالبه و گمونم مشکلات همه ماها رو بیان میکنه. برم پستها قبلی رو بخونم ... گمونم خیلی عقب افتادم.

نیکو

‌سلام زرین تاج عزیز. [نیشخند] دور از جون خانوم! میشه یه کم از کارهاتون رو بفرستید اداره ی ما؟ اینطوری ما هم دیربه دیرتر اینجا سر میزنیم و متوجه نمیشیم آقای فکرآزاد بدقولی کردن و تازه خوشحال هم میشیم که فرصت داریم پستهای قبل رو بخونیم [شیطان] گرچه همین الان هم مثل این دانشجوها که استادشون غیبت داره، برمیگردیم پستهای قبلی رو مرور میکنیم [خرخون]

نیکو

سی روز از آخرین آپدیت و 15 روز از آخرین وعده ی آپدیت زمان گذشت!! یه نفر دستگاه چمن زنی رو بیاره لطفا.