مقابله با کمالگرائی ( تکنیک حقوق من)

 عقل حکم می کند که با تسلط بر خویش از اجبار بیرونی پیشگیری کنیم.(شوپنهاور)

 ممکنه شما فردی باشید که " نه " گفتن ( یا دفاع کردن یا گرفتن حق )براتون سخته و احساس می کنید اگر به خواسته ی دیگران نه بگید دچار احساس گناه میشید.این باورهای شما نشان دهنده ی اینه که معیارها و توقعاتی که از خودتون دارید به شدت کمالگرایانه و سفت و سخت هست.

نمونه واقعی یک همچین رفتاری رو می تونید در پست گاز می گیرم رویا عزیز مشاهده بفرمائید.

رویا در زمان مناسب نتونست در مقابل همسر سابقش از حق خودش دفاع کنه. برای همین احساس کرد مورد باجگیری عاطفی قرار گرفته  و البته احساسش درست بود و برای همین بود که به شدت عصبانی شد.

داشتن باورهای کمالگرایانه ( نسبت به خود) باعث میشه که فرد بطور افراط گرایانه ای به نیازها و خواسته های اطرافیانش توجه کنه و ارضا نیازهای خودش رو نادیده بگیره.

پرواضحه که هیچ کس دوست نداره مورد باجگیری عاطفی قرار بگیره.هیچ کس دوست نداره که ازش سوء استفاده بشه. ولی متاسفانه مسئله به این سادگی ها که بنظر می رسه نیست!

اگر ما باورهای کمالگرایانه ای نسبت به خودمون داشته باشیم ، وقتی فرد درخواستی از ما داره ( مدیر ، همکار ، همسر و یا حتی همسر) باورهای کمالگرایانه ما فعال میشن . فعال شدن این باورها باعث میشه که فکر کنیم اگر به درخواست طرف مقابلمون توجه نکنیم یا بهش نه بگیم تبدیل به  یه آدم  مغرور ف خودخواه و .... میشیم! بنابراین برای فرار کردن از این حالت از دادن پاسخ منفی عاجز میشیم! چون اصلا دوست نداریم که فکر کنیم آدم خودخواهی هستیم!

واقعیت در اینجا اینه که شما خودخواه نیستید بلکه معیارهایی اخلاقی که در مورد خودتون بکار می برید بیش از اندازه سفت و سخت و غیر قابل انعطاف هست.

تکنیکی که امروز می خوام در موردش باهاتون صحبت کنم بهتون کمک می کنه که بیشتر از گذشته با حق و حقوق خودتون در رابطه آشنا بشید و با اینکار اجازه ندید دیگران ازتون سوءاستفاده کنن.

اگه شما با موقعیتی مثه موقعیتی که رویا اونو تجربه کرده مواجه شدید ،  یا احساس کردید خسته اید و همسر یا فرزند یا رئیستون خواسته نامعقولی ازتون داره اولین کاری که باید انجام بدید اینه که زمان بخرید! مثلا با توجه به موقعیت به طرف مقابلتون بگید که یک ساعت ، یک هفته دیگه ، یک ماه دیگه و .... نظرم رو می گم.هر چقدر هم که فرد مقابل بهتون اصرار کرد خیلی ساده حرفتون رو تکرار کنید مثلا به این شکل:

همونطوری که گفتم یک ساعت ، یک روز و ... که گذشت نظرم رو درباره درخواستت می گم. زمان خریدن باعث میشه یه مقدار از موقعیتی که براتون تنش زا هست فاصله بگیرید . با اینکار هیجاناتتون فروکش می کنه و بعد می تونید بهتر ، عاقلانه تر و عادلانه تر تصمیم بگیرید.

بعد از اینکه زمان خریدید  می تونید از تکنیک حقوق من یا منشور حقوق  استفاده کنید.

برای اینکار می تونید از فرم 14 - 3 استفاده کنید. در زیر ستون من حق دارم ... حق و حقوقتون رو بنویسید ( من حق دارم به درخواستی که منافعم رو در نظر نگرفته جواب رد بدم) و در مقابل اون زیر ستون پس می توانم ...( پس می تونم به در خواست رئیس / فرزند / همسرم که نیازهای منو نادیده گرفتن جواب منفی بدم) کاری یا جوابی که انجامش حقتونه رو بیان کنید.

مثلا شما یک روز پرکاری رو تجربه کردین و خسته اید حالا اومدین خونه فرزندتون اصرار داره منو ببر بیرون بگردون. این می تونه یه موقعیت فعال کننده برای فردی باشه که معیارهای کمالگرایانه ای نسبت به خودش داره. چون ممکنه این باور در ذهن فرد شکل بگیره که اگر بچش رو بیرون نبره و به خواستش توجه نکنه پس مادر خوبی نیست!

اگر در یک همچین موقعیتی قرار گرفتین اول به فرزندتون بگید باید در موردش فکر کنید ( زمان خریدن).اگر فرزندتون اصرار کرد همین الان بریم بیرون ( کاری که اکثر باجگیران عاطفی انجام میدن)دوباره حرفتون رو تکرار کنید ( چون فکر کردن به پیشنهاد دیگران حق شماست!)

بعد که از موقعیت فشار زا بیرون اومدید به سراع تکنیک حقوق من برید.خب این حق شماست که استراحت کنید. ( من حق دارم در منزلم استراحت کنم و این نیازم رو ارضا کنم) پی به تبع این حق ، می تونم به بچه ی خودم  که این نیاز و حق منو نادیده گرفته جواب منفی بدم.

و بعد از اینکه هیجاناتتون فروکش کرد به بچه تون جواب منفی میدید.اگر گریه کرد یا بهتون برچسب زد ( تو مادر بدی هستی!) اصلا نگران نشید ( چون فرزند شما به تجربه یاد گرفته چطور بازیتون بده!) و دوباره حرفتون رو تکرار کنید اون هم با یک توضیح مناسب:

من از سر کار اومدم و خسته ام و حق دارم در چنین مواقعی وقتی میام خونه استراحت کنم.از طرفی تو هم حق داری بری بیرون بنابراین بهت قول می دم که فردا ، دو روز دیگه یا هفته دیگه که کارم سبک تر بود ببرمت بیرون.

همونطوری که در پراگراف بالا می بینید مادر هم به نیاز خودش توجه داره و هم به نیاز فرزندش. و این نکته ی خیلی مهمی هست! هدف از بکارگیری این تکنیک این نیست که فقط به نیاز خودتون توجه داشته باشین. بلکه هدف رسیدن به یک توافق عادلانه هست توافقی که هم به نیاز شما توجه داره و هم به نیاز طرف مقابلتون.

- همونطوری که احتمالا متوجه شدید افرادی که فشار کاری مضاعف رو تجربه می کنن می تونن از این تکنیک استفاده کنن.

- بعضی از افراد در مورد دیگران باورهای سخت گیرانه ای دارن یا به عبارتی پر توقع هستن! این افراد برای مدیریت هیجانات منفی که ساخته توقعات نابجاشون هست می تونن از این تکنیک برای تعیین حقوق دیگران استفاده کنن تا به عنوان مثال از شنیدن جواب منفی دیگران عصبی نشن و مسئله رو بتونن برای خودشون هضم کن.( دیگران حق دارن به درخواست من جواب منفی بدن)

- با کمک این تکنیک هر قانون و قاعده ای که در شما افسردگی ، اضطراب یا خشم رو ایجاد می نه رو به بوته نقد بگذارید.

- این تکنیک می تونه ابزار مفیدی برای محافظت از نوجوانها  در مقابل آسیب های اجتماعی باشه.مثلا والدین می تونن با معرفی این تکنیک به بچه هاشون یاد بدن که این حقشونه که به درخواست غیر منطقی دوستانشون جواب منفی بدن.

- نکته فوق العاده مهم!

شما حق دارید که کنجکاو و چالش گر باشید ، شما حق دارید که انتقاد کنید ، شما حق دارید که ناراحتی و یا خشم خودتون رو - البته به شکل مناسب- ابراز کنید شما حق دارید از عواطفتون صحبت کنید و .... با این وجود این نکته رو مدنظر داشته باشید که چیزی به اسم گذشت / بخشش و مصلحت اندیشی وجود داره. مثلا وقتی همسرتون عصبانیتش رو بروز می ده شما هم همچین حقی رو دارید ولی باید به این مسئله هم فکر کنید که استفاده از حقتون باعث بهتر شدن شرایط میشه یا بدتر شدنش! ( مصلحت اندیشی. بنابراین رفتار بر اساس حقی که داریم همیشه مفید نیست) . قرآن کریم به زیبا ترین شکل ممکن به این مسئله اشاره کرده. پیام قرآن تقریبا به این شکل هست:  اگر به شما ضربه ای زدند شما حق دارید به همان مقدار به آنها ضربه بزنید ولی اگر ببخشید بهتر است.


- ممکنه فردی بیش از اندازه ایثار گر باشه و حقوق خودش رو نادیده بگیره.در چنین حالتی فرد باید در کنار تکنیک حقوق من از تکنیک معیار دوگانه استفاده کنه.مثلا می تونیم با کمک تکنیک معیار دوگانه از فرد بپرسیم که اگر نوجوان یا کودکی قواعد افراطی ایثارگریانه داشته باشه ، این قواعد چه پیامدهائی رو براش داره.به عنوان مثال مادری که مثالش رو عرض کردم می تونه از خودش بپرسه که اگر نتونم به چه خودم نه بگم و از حقوق خودم دفاع کنم و فرزندم شبیه من بشه چه اتفاقات و خطراتی ممکنه در جامعه تهدیدش کنه؟

 

پست بعدی:

راهکارهای مقابله با فشار کاری مضاعف و از پاافتادگی

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
زرین تاج

با تکنیک زمان خریدن کلی حال کردم(ببخشید معادل مودبانه اش که احساس من رو نشون بده فعلا موجود نیست!) کاری که به راحتی میتونسته ام انجام بدم و هیچ وقت نداده ام. خوب میریم که از این به بعد آنی جواب بله به کسی نگوییم! حتی به همسر و یا حتی همسر! [چشمک]

شکیبا

دو سال پیش یه جورایی این تکنیک رو به من آموزش دادید. حتما یادتون هست! ولی حالا مشکل من چیز دیگه ای... به خاطر گفتن اینکه من همممم حق دارم. کاملا متهم می شم. و این اتهام بازهم در محل کاره!!! اینجا زنها بلد نیستند که حق داشته باشن...و وقتی من از حقوق کاملا مشخص و مبرهن حرف می زنم به نظرشون یه آدم پرروو و یا نمی دونم... به نظر میام. اینجا وقتی از حقم دفاع کردم معاون می گه : اگه مرد بودی بهت می گفتم خروس جنگی... البته حقم رو گرفتم ولی باور کنید . باور کنید تحمل این نوع نگاه و قضاوت به مراتب سخت تر از حق خوریی است که از من شده... این گرفتن حق کاملا مؤدبانه ولی با تاکید بوده.. البته جالبش اینکه برای اکثریت این طور تعبیر شده که شکیبا به این راحتی با کسی کنار نمیاد...

زرین تاج به شکیبا

شکیبا جون غصه نخور این مشکل همه ما خانومهاییه که دوست داشته ایم تو محیط اجتماع باشیم ولی اون ته تهای تفکر اجتماع علیرغم اینکه یه کمی قیافه اش متجدد تر شده هنوز مردسالاره و حقی برای خانومها در نظر نمیگیره.... جالبه که هنوز طرز تفکر مدیر عاملی که تحصیل کرده انگلیسه اینه که مرد چون خانواده اداره میکنه باید حقوقش از همرده خودش که زنه بیشتر باشه ...اینه جایگاه زنها در اجتماع ... به نظر من خوب کاری کردی که حقت رو گرفتی فقط اشکال کار اینجاست که نظر دیگران برات مهمه.... ببین شکیبا جون اینو یادت باشه این تو هستی که مهمی نه بقیه ...همیشه کاری رو انجام بده که فکر میکنی درسته صرف نظر از اینکه کسی خوشش بیاد یا نه... به قول معروف علی وار زندگی کن.