به چالش کشیدن باورهای یک دوست گرامی!(نازی)

اگه یادتون باشه قبلا در مورد مشکل نازی عزیز مطالبی رو در باشگاه مجازی نوشته بودم. از پیشنهادهای بنده به نازی این بود:

-روی گفتگو های درونیشون دقت کنن و مراقب محتوای اونها باشن.اکثر گفتگوهای درونی شما غیر واقع بینانه هست .....

این پیشنهاد بنده برگرفته از این نظر  دکتر ویشار هست:

ما در این پست فرض رو بر این میگریم که نازی عزیز برگه ی روحیه ش رو پر کرده.به عبارتی رویداد فعال کنندش رو نوشته و به باورهاش هم به درصد نمره داده قدم بعدی مشخص کردن خطاهای شناختی هست.

شناخت درمانی مبتنی بر پردازش اطلاعات است.مدل پردازش اطلاعات بر این نکته تاکید می کند که طی آشفتگی های روان شناختی ، تفکر فرد ، انعطاف ناپذیر و دچار تحریف می شود و قضاوت های او افراطی و مطلق گونه می گردند و باورهای بنیادین او در مورد خود ، دیگران و جهان پیرامون ، غیر قابل تغییر می شوند(ویشار 1996).

در این پست قصد داریم ببینیم باورهای نازی طی این آشفتگی روان شناختی دچار چه خطاها و تحریفهائی شده.

اجازه بدید اول در مورد آشفتگی روانی توضیحی رو خدمتتون عرض کنم.آشفتگی روانی به معنای روانی و یا دیوانه شدن نیست.آشفتگی روانی به معنای برهم خوردن تعادل هیجانی افراد هست.چیزی که همه انسانها اون رو تجربه می کنن.

ممکنه نازی عزیز یا خیلی از افرادی که مشکل آشفتگی روانی دارن معتقد باشن که:

 معمولا اکثر افراد میدونن چه کاری درسته ولی وقت عمل که میشه نمی تونن عمل کنن.

جوابی که میشه به این دیدگاه داد اینه که:

پیشتر در پست رفتار کلی خدمتتون عرض کرده بودم که فکر بر احساس تاثیر می زاره.فکر و احساس هم بر رفتار تاثیر می زارن.بنابراین نمیشه شما افکار منفی و هیجان منفی داشته باشی اما رفتار (مولفه عمل) درست و مناسب رو انجام بدی.

بنابراین وقتی دچار آشفتگی روانی میشید سعی کنید اول از افکارتون شروع کنید. ببینید چه افکاری باعث میشه از حالت تنیدگی بیرون نیاید و چه افکاری باعث میشه رفتارهای مفید و مناسب رو انتخاب نکنید.

با این مقدمه میریم سروقت باورهای نازی در مورد مشکلی که براش پیش اومده.(بنده فرض رو بر این می گیرم که نازی تمام مقدمات کار رو انجام داده و برگه ی روحیش رو پر کرده و الان رسیده به مرحله شناسائی خطاهای شناختی).

با کمک خطاهای شناختی می تونیم مشخص کنیم که یک باور معقول و واقع بینانه هست یا مخرب و غیر واقعی.همچنین می تونیم با دلیل و مدرک بگیم که یک باور چرا نامعقول و خودمخرب هست.

برای تشخیص خطاهای شناختی می تونید از فرم 6-1 استفاده کنید یا به وبلاگ قبلی بنده مراجعه فرمائید.پست خطای شناختی.

خب!الان می خوام خطاهای شناختی که در باورهای نازی وجود داره رو شناسائی کنم.خطاها رو داخل پرانتز می نویسم.این باورها رو در دو پستی که نازی در راهگشا نوشته آوردم بعضی از این باورها مربوط به جوابهائی میشه که به کامنتها داده.قصد ندارم همه ی باورهای خودآیند نازی رو تحلیل کنم چون بعضی از اونها شبیه هم هستن و با هم همپوشی دارن.مثلا این باورها مثل هم هستن.

-نمیتونم تحمل کنم بره با یکی دیگه.

- احساس میکنم دیگه سینه ام تحمل این همه درد نداره، واقعا هر لحظه فکر میکنم یکی قلبم رو میخراشه

- هیچ جوری نمیتونم با این وضعیت کنار بیام.

وجه مشترک هر سه باور فاجعه سازی هست بر اساس این خطای شناخی  فرد فکر می کنه اندازه ی مشکل بوجود اومده از تحمل و توانش بیشتر هست.من در مورد باورهای مشترک اینچنینی فقط یک مورد رو به چالش میکشم.

و اما باورهای نازی:

-اون ازدواج کنه واسه من غیر قابل تحمل(این باور چون می خواد به فرد القا کنه که رویداد اتفاق افتاده یک فاجعه هست و تحملش خارج از توان شخصه بنابراین این باور خطای شناختی فاجعه سازی وجود داره)

-احساس میکنم هر چیزی را که باید از دست بدم دادم.(خطای شناختی تعمیم افراطی چون این مفروضه می خواد به فرد القا کنه همه زندگی فرد و دارائیهاش در این رابطه خلاصه شده.همچنین چون این مفروضه می خواد به فرد القا کنه که  در این اتفاق همه چیز رو از دست داده و هیچ چیز بدست نیاورده پس خطای شناختی فیلتر منفی هم درش وجود داره.همچنین خطای شناختی تفکر دوقطبی هم وجود داره.چون به فرد میگه این رابطه همه چیز تویه و تو بدون این رابطه هیچ چیزی نداری!)

-احساس میکنم پودر شدم،(خطای شناختی فاجعه سازی)

-احساس میکنم جوونیم، امیدم ، احساسم را  از دست دادم،- هیچ جوری نمیتونم با این وضعیت کنار بیام.(چون این باور میگه فرد نمی تونه با این وضعیت کنار بیاد خطای شناختی فاجعه سازی خطای شناختی پیش گوئی هم در این باور وجود داره چون می خواد به فرد القا کنه که آیندش رو هم از دست داده.)

-عزیزم گریه کردم هم به خاطر خودم هم تو، هم اون روزنه های امیدی که واسمون پیدا شد ولی تو دقایق آخر بسته شد (در جواب کامنت جودی)(فاجعه سازی ، پیش گوئی)

-همیشه فکر میکردم هر چی را از ته دل از خدا بخوای محال بهت نده،(تعمیم افراطی.این باور ربطی به واقعه ی فعال ساز نداره ولی نشون می ده که باور مربوط به جهان بینی فرد بر اثر این رویداد زیر سئوال رفته.این یعنی چی؟ یعنی تعارض!پست تعارض رو حتما مطالعه بفرمائید.)

-بعضی از دردها هست که انگار علاج نداره مثل خوره روحت را میخوره و نابودت میکنه، اینم میدونم من هر چقدر هم که با این موضوع کنار بیام و زخم های دلم ترمیم بشه ولی جای این زخم ها هیچوقت خوب نمیشه هیچوقت(فاجعه سازی ، پیش گوئی ، تعمیم افراطی )

-میدونم زمان همه چیز را حل میکنه ولی واقعا میترسم تا اون موقع دیوونه شده باشم(پیش گوئی ، فاجعه سازی)

-میدونم که فقط خودم هستم که میتونم به خودم کمک کنم(این تفکر فاقد خطای شناختی هست بنابراین کاملا معقول و منطقی هست همچنین این باور علمی هم هست.)

در پست بعدی با کمک ابزارهائی که تا اینجا باهاشون آشنا شدید به جون باورهای نازی می یوفتم!!!حسابی اونها رو به چالش می کشم.پودرشون می کنم!

/ 1 نظر / 38 بازدید
محسن پریژه

هوالحق سلام منظورم این بود که ولی فقیه عادل است. شما می دانید فرد عادل کیست؟ عادل از نظر شرع یعنی کسی که گناه کبیره نمی کند و در انجام گناه صغیره هم اصرار ندارد و اگر گناهی مرتکب شد و فهمید که گناه کرده از خداوند طلب استغفار می کند. باز هم می گویم ولی فقیه در امور مملکتی اشتباه نمی کند بنا بر دلایل زیر: 1- ولی فقیه مجتهد است. 2- خبرگان منتخب ملت بر وی نظارت می کنند 3- شبکه های اطلاعاتی خبرها را به وی گزارش می کنند حتّی قبل از اطلاع به ریاست جمهوری 4- شبکه های اطلاعاتی موازی وجود دارند که گزارش می دهند و مغایرت پیدا می شود 5- اگر مطلب را خونده بودید متوجه می شدید. در آخر دانشمندان غربی -در رشته علوم انسانی- نمی توانند برای جامعه اسلامی نسخه به پیچند، آنها جامعه اسلامی را نمی شناسند و با اصول آن آشنا نیستند. فراوان خمینی فرمود که نباید با نسخه های آنان امور را تحلیل کنیم. این دانشمند ممکن است خوب باشد ولی تا دانشمندان اسلامی نظریاتش را نخوانند و پالایشش نکنند برای من به قدر پلک ماهی ای ارزش ندارد. یاحق