مقابله با کمالگرائی با تکنیک بررسی نظام ارزشی

                           خوشحالی ، محصول تحقق ارزش ها است. آین رند

هر کدوم از ما یک نظام ارزشی منحصر به فرد داریم.نظام ارزشی که در اوایل زندگیمون توسط خانواده ، جامعه و تا حدودی تجربیات خودمون شکل گرفته و بر اساس اون رفتار خود ، دیگران و رویدادهای دنیایی که در اون زندگی می کنیم رو معنا می کنیم.این نظام ارزشی ماست که بهمون می گه به چه چیزهائی بها بدیم و به چه چیزهائی اهمیت ندیم.

ما تا زمانی که بتونیم طبق نظام ارزشی خودمون زندگی کنیم ، احساس امنیت می کنیم و فکر می کنیم در مسیر درستی قرار گرفتیم و زندگی هدفمندی داریم .اما مسئله اینه که وقتی بین نظام ارزشی ما و اتفاقاتی که در زندگیمون رخ میده شکافی ایجاد بشه دچار رنج و دردسر میشیم.در این مواقع هست که فکر می کنیم زندگی پر از تناقض و بی هدفی هست و احساس درماندگی و ناامیدی می کنیم.

متاسفانه نظام ارزشی کمالگرا ها به یک بُعد ازشخصیتشون توجه و تاکید داره. .مثل باورهائی درباره لزوم موفقیت در کار.ممکنه باورهای ما در مورد لزوم موفقیت در کار باعث پیشرفت شغلی و مالی ما بشه ولی - از اونجائی که قرار نیست همه چیز بر وفق مراد ما پیش بره - وقتی در این بعد از شخصیتمون دچار مشکل میشیم دچار افسردگی و اضطراب میشیم.چون همونطوری که عرض کردم وقتی بین نظام ارزشی ما و رویدادهای زندگیمون شکافی ایجاد بشه دچار دردسر میشیم.متاسفانه در چنین مواقعی سایر ارزش ها و توانائی هامون رو از یاد می بریم و فراموش می کنیم چون نظام ارزشی ما مدام اون شکست رو به رخمون میکشه.(نظام ارزشیمون بهمون میگه به چه چیزهائی بها بدیم)

خبر خوب اینه که  تکنیک بررسی نظام ارزشی در چنین مواقعی خیلی می تونه بهمون کمک کنه:

 اول این که این تکنیک می تونه شدت برخی از قضاوتهای خودملامت گر رو کاهش بده دوم اینکه فرد می تونه با کمک این تکنیک ارزشهای بهتری رو در نظام ارزشیش جای بده.

بنظر بنده توجه به نکته دوم مهمتر هست.به دلیل این که همونطوری که عرض کردم بخشی از نظام ارزشی ما در اوایل زندگی توسط خانواده و جامعه و تجربیات خودمون  شکل می گیره اون هم در زمانی که قدرت استدلال پائینی داشتیم.

-مثلا ممکنه خانواده ی شما موفقیت شغلی و مالی رو در راس نظام ارزشی شما قرار داده باشن.ولی وقتی که به زندگی شخصیتون نگاه می کنید می بینید بها دادن بیش از اندازه به مسائل کاری داره به رابطه زناشوئیتون ضربه می زنه.بله!ممکنه در اولویت بودن موفقیت شغلی براتون دستاوردهائی هم داشته باشه مثلا شما در جوانی صاحب خونه و ماشین شدی ولی الان وقتشه که در نظام ارزشیت تجدید نظر کنی چون داری می بینی که بها دادن بیش از اندازه به کار و شغلت باعث نارضایتی اعضای خانوادت شده؟!

-شاید شما در نوجوانی به این نتیجه گیری و باور رسیدی که آدم نباید در گفتگوی با دیگران کم بیاره!در نتیجه الان با همسرت مدام بگو مگو کنی و این بگو مگو ها و عقب نشینی نکردن ها (البته در مواقع مناسب) باعث پیدایش خشونت خانگی یا پیدایش طلاق عاطفی در زندگی زناشوئیت شده.بنابراین لازمه در نظام ارزشیت تجدیدنظر کنی.یادبگیری وسط بحث ها وقتی می بینی کار داره به جای باریک می کشه بین خشونت و عقب نشینی عاقلانه عقب نشینی رو انتخاب کنی.

بین عشق و قدرت یکی رو انتخاب کن چون این دو زیر یک سقف نمی گنجند!

ممکنه تائید طلبی در نظام ارزشی شما جایگاه بالائی داشته باشه.اینطوری شما بازیچه دست اطرافیانتون میشید.اونها با دلخور نشون دادن خودشون در شما احساس گناه ایجاد می کنن و اون وقت شما حاضرید برای برطرف شدن دلخوری اونها دست به هر کاری بزنید!(چون دلخوری اونها از شما با نظام ارزشیتون نمی خونه و این یعنی دردسر!)اینطوری اطرافیان شما ( همسر ، فرزند ، همکار و ...) تبدیل به یک باجگیر میشن.شاید در نظام ارزشی شما همسر یا مادر خوب بودن به این معنا باشه که همسر و فرزند شما در منزل نباید دست به سیاه و سفید بزنن!(با اینکارتون به قول معروف اونها رو بد عادت بار میارین!)بعد یه روز وقتی خسته و مونده میای خونه ، می بینی کلی کار پیش روت هست در حالی که همسر و فرزندتون بهتون کمک نمی کنن و فقط به نیازهای خودشون توجه دارن! اونجاست که داغ می کنی و عصبی میشید و با همسر و فرزندتون با خشونت رفتار می کنید.تازه داستان به اینجا ختم نمیشه!بعد چون در نظام ارزشیتون مادر و همسر خوب بودن (در هر شرایطی!) اولویت بالائی داره و الان با اعضای خانوادت بد رفتار کردی دچار احساس گناه میشی! که این باعث میشه در روزهای بعدی بیشتر به نیاز اونها توجه کنی و این یعنی دور باطل!تازه ممکنه اعضای خانواده ی شما ، شما رو به بی ثباتی در رفتار محکوم کنن! و بگن شما یک روز بهشون خیلی محبت می کنید یه روز سرشون داد می زنید!

تکنیک نظام ارزشی به شما کمک می کنه تا نظام ارزشی خودتون رو با شرایط فعلی زندگیتون انطباق بدید چون ممکنه اونچکه دیروز براتون مفید بوده امروز نه تنها براتون مفید نباشه بلکه مضر هم باشه .همچنین این تکنیک بهتون کمک می کنه وقتی در یک زمینه از نظام ارزشیتون دچار مشکل میشید ( مثلا از دست دادن کار) به ابعاد دیگر شخصیتتون  هم توجه داشته باشید تا کمتر خودتون رو سرزنش و ملامت کنید.

از امروز تصمیم بگیرید بر اساس نظام ارزشی به روز شده ی خودتون زندگی کنید نه نظام ارزشی که ساخته ی خانواده ، جامعه یا تجربیات خام دوران نوجوانیتون هست و ناکارآمدیش بهتون اثبات شده.

 

در پست بعدی شما رو با تکنیک بررسی نظام ارزشی آشنا می کنم.

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
افسر

سلام بهبودجان اول ممنون از اينكه با دقت براي تك تك ما وقت گذاشتي من داستان زندگي خودم خيلي برام خالب شد وقتي شروع به تغيير كردم اينكه گفتم باز هم در مقابل مردان تندخو عقب نشيني ميكنم هميشگي نيست ولي خب همين اندك ها رو هم بايد حذف كنم چون به وضوح نمودش را در زندگيم و فرزندم ميبينم. بايد اعتراف كنم نظام ارزشي من در زندگي شخصي ام خيلي تغيير كرد و صد در صد با رشد و روشن بيني بيشتر همراه بود و زيبا تر آنكه فرزند دومم كاملا شيوه رفتاري اش سالم تر شده و اينها همه شكرانه تغييرات مثبت من بوده بازهم خدمت ميرسم

نازنین مریم

خب از نظر من که یه ادم کمالگرا هستم اینکه بخوام نظام فکری ام رو عوض کنم به قول شما به روز کنم خیلی سخته..مثلا قبلا هم بهم توصیه کرده بودید که ببین به دردت میخوره یا نه؟برات مفید هست یا نه..؟یه مدت که کنارشون که نمیذاشتم اما بهشون بها ندادم دچار سرخوردگی شدم..حس میکردم چقدر از خودم و خواسته هام دور شدم ..واسه خودم ارزشی قائل نیستم..و همین دور افتادن باعث افسردگی و نگرانی ام میشد..انگار این نظام شده قانون..مهم نیست به نفع هست یا نه اما باید رعایت بشه

زرین تاج

خوب مشخص شد که از کامنت من استفاده نکردی . ولی در پست خودتون کاملا موضوع رو شرح دادین .. خوب این کامنت رو خصوصی نمیزارم تا بقیه من رو نقد کنن.... زرین تاج خانوم وقتی یه کاری رو زمینه مثلا یه ظرفی تو جا ظرفیه و یه کار انجام نشده رو میزشه و ... عین سوزن تو مخش فرو میره و تا اون کا رو به انجام نرسونه نمیتونه بشینه... این خصوصیت اخلاقیه و باید بگم که ژنتیکیه و اصلا هم اکتسابی نیست و باز هم بگم که تلاش نکنید بنده عوض بشو نیستم همونطوری که مادر و مادر بزرگم هم عوض نشدن.. تلاش زیادی هم شده ولی بی فایده:-) خوب حالا بگید ببینم این آقای همسر که براش مهم نیست خونه کثیف باشه و ریخت و پاش باشه و یا آقای مدیر که براش مهم نیست من کارش رو یه روزه انجام بدم یا نه مقصر هستن یا خیر؟ خوب این میشه که آقای مدیر یا آقای همسر یا آقای فرزند گمان میکنند من عاشق کارم و از کار کردن لذت میبرم و با رضا و رغبت مثل تانک دارم کار میکنم و به قول اونها ماشالله خستگی ناپذیرم .... ولی همین باعث میشه یهویی خسته بشم و به انتها برسم و شروع کنم داد و بیداد و جیغ و هوار و گریه و زاری !

زرین تاج

حالا به هرکسی که برای بهبود دیوانگی بهترین راه حل رو پیشنهاد کنه به قید قرعه جایزه تعلق میگیره !

افسر

سلام من روانشناس نیستم اما موردهایی مثل زرین تاج را نمی گن وسواس فکری؟ که البته و خوشبختانه علاوه بر کار مشاوره دارویی هم اقدام میکنن و نتایج خوبی میگیرن حداقل سه نفر از هم گروه هامون این شکلی مشکلشون را بیان کرده بودن که هر سه وسواس و وسواس فکری داشتن

زرین تاج

سلام اومدم ببینم کسی تونسته تشخیص بده درد من چیه؟شاید افسر خانوم درست بگه و من دچار وسواس فکری هستم . خوب بهتره بگم که من بچه ای بودم که تمام دورام کودکی هایپر اکتیو بودم و انرژی بیش از حد داشتم و طبق گفته والدینم شبها هم خواب درست و حسابی نداشتم الان در سن سی و پنج سالگس هم عین نو جوونها همینجوری انرژیک هستم و پا به پای ماهان میدوم و باهاش بازی میکنم و یه سره دارم راه میره وکار میکنم . ولی حالا این همه کار داره اذیتم میکنه ... اینگار داره قوای بدنیم تحلیل میره ... شاید هم عصبانیتم بعد از خستگی برای اینه که نمیخوام باور کنم داره سنی ازم میگذره ! همون کمال گرایی که صحبتش است ... به نظرتون الان برای دارو خوردن جهت رفع هایپر بودن یه کمی دیر نیست؟

زرین تاج

[چشمک]خوب هیچ کس فکری نداره ! هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم.

زرین تاج

خوب پست خصوصیتون که به من مربوط نمیشه ... میشه؟ [چشمک]