هشدار نسبت به روند روبه رشد طلاق‌های توافقی و دلی که خون است!

در همایش بررسی وضعیت خانواده درایران و جهان مطرح شد:
              
           هشدار نسبت به روند روبه رشد طلاق‌های توافقی

مدیر بخش روان پزشکی سازمان پزشکی قانونی، روند روبه افزایش شمار «طلاق‌های توافقی» در کشور را بحرانی توصیف و اظهار کرد: بنابر اظهارات معاون قضایی رئیس کل دادگستری استان تهران 82 درصد طلاق‌های کشور در سال 85، توافقی بوده است.

به گزارش ایسنا، دکتر صابری دیروز در همایش "بررسی وضعیت خانواده در ایران و جهان" که به همت نمایندگی سازمان ملل متحد در ایران برگزار شد، با اشاره به این که روند رشد طلاق در کشور تا سال 79 خیلی آرام بوده است، افزود: این در حالی است که از سال 80، رشد طلاق با سیر صعودی چشمگیری مواجه شده است.

وی با بیان این که در اغلب دادخواست‌های طلاق موضوع «عدم تفاهم و یا عدم سازگاری» مطرح شده است، گفت: نداشتن سازگاری یک اختلال شخصیتی است که باید درمان شود و این موضوع نمی‌تواند دلیل مناسبی برای طلاق باشد. وی ادامه داد: وجود «تفاهم» به معنای مشابهت عقاید و نظرات نیست، بلکه تفاهم به معنای فهمیدن تفاوت‌های یکدیگر است که این موضوع در منظر زوج‌های متقاضی طلاق، مغفول مانده است.

 وی به نقش مشکلات و «اختلالات جنسی» بر رشد طلاق اشاره و خاطر نشان کرد: برابر آمارهای غیر رسمی 50 تا 60 درصد طلاق‌ها به علت مشکلات و اختلالات جنسی است.مدیر بخش روان پزشکی سازمان پزشکی قانونی با تاکید بر نقش «دین» در پایداری خانواده، عنوان کرد: بر اساس یک مطالعه در کانادا، آمار طلاق در میان زوج‌هایی که هفته‌ای یکبار به کلیسا می‌روند، بسیار کمتر از سایر زوج هاست.

منبع:روزنامه خراسان - مورخ سه‌شنبه 1390/02/27

 

متاسفانه جامعه ی ما در بدی ها به سرعت داره رشد می کنه.افزایش میزان طلاق ، مصرف مواد مخدر و بالا بودن مصرف لوازم آرایشی در کشور ما فقط بخش کوچکی از مشکلات بزرگی هست که جامعه ما تا خرخره به داخلش فرو رفته!

اونچکه بنده رو ناراحت می کنه اینه که میبینم جامعم  بخاطر افراط در انتخاب بعضی از رفتارها(که نمی گم نادرسته) و انتخاب نکردن بعضی رفتارهای دیگر(که معتقدم درسته) ، دچار مشکلات جدی شده در عین حال هیچ نشانه ای مبنی بر اینکه این جامعه برای حل مشکلاتش داره اقدام عملی انجام می ده دیده نمیشه!ولی افراط در ادامه دادن رفتارهای قبلیش متاسفانه هنوز ادامه داره!

به عنوان مثال فرضی ، خانمی در وبلاگش نوشته که من ماشین لباش شوئی خریدم بعد نگاه می کنی می بینی برای این پست 40 تا نظر دادن.

بعد میایم می بینیم یک وبلاگی مثه باشگاه مجازی که تقریبا تمام مشکلات موجود در جامعه رو بصورت کاملا علمی مورد آماج قرار داره سوت و کوره!

بنده منظورم این نیست خانومه چرا از ماشین لباس شوئیش در وبلاگش نوشته یا چرا 40 نفر نظرشون رو در اون مورد بیان کردن!این به ما چه ربطی داره!به هیچ کس ربطی نداره!وبلاگ یک مکان شخصیه هر کسی در مورد هر چی دوست داشت می تونه بنویسه.یکی از لباسی که خریده یکی از نرم افزار یکی هم دانلود آهنگ باری باخ منصور!کسی حق نداره بگه تو چرا فلان چیز رو نوشتی(بغیر از قانون) یا در مورد فلان مسئله نظر دادی!یا چرا باشگاه مجازی رو مطالعه نمی کنید!افراد حق دارن این رفتارهارو انتخاب بکنن یا نکنن.

منظور بنده اینه که مشکلات در جامعه ی ما وجود داره ، چون اعتدال رو رعایت نمی کنیم!

یه خانوم رو در نظر بگیرید که به همسرش میگه :

بجای اینکه اینقدر پای تلویزیون بشینی پاشو برو کوچه پشتی باشگاه ورزشیه ، یه کم هم ورزش کن خودتو لاغر کن خیلی داری چاق میشی!

برداشت شما از صحبت این خانم چیه؟

این خانم به همسرش نمیگه حق نداری تلویزیون نگاه کنی یا تلویزیون نگاه کردنت اشتباهه!بلکه منظورش اینه که :

بین اون رفتاری که انجامش برات لذت بخشه و حق مسلمت هست (تلویزیون نگاه کردن) و اون رفتاری که انجامش -با توجه به مشکلاتی که در پیش رو داری -برات لازمه (ورزش کردن) تعادل رو برقرار کن.

ملاک بنده برای مطرح کردن اینکه جامعه اعتدال رو رعایت نمی کنه فقط میزان کم بازدید کننده های باشگاه مجازی نیست.وبلاگ های علمی زیادی رو می بینم که همین مشکل رو دارن.یکی دیگر از ملاکهای بنده برای طرح این ادعا فضای حاکم بر بازار نشر و کتاب هست.

اگه بگم آنتونی رابینز خیلیها میشناسنش یا اوشو رو !ولی چند نفر پوپر ، دکتر الیس یا پروفسور سلیگمن رو میشناسن؟

 قانون جاذبه رو خیلی ها میشناسن و کتابهاش خیلی تجدید چاپ میشه ولی در مقابل کتابهای علمی ارزشمندی که افراد می تونن با مطالعش خود و خوانوادشون رو در مقابل مشکلات موجود در جامعه ی ما واکسینه کنن با تیراژ پائین بعد از گذشت چند سال تجدید چاپ میشه! مثلا یک کتاب ارزشمندبا گذشت چهار سال با تیراژ 2200 به چاپ دوم رسیده!منظورم کتاب نظریه انتخاب دکتر گلسر هست.

من نمیگم جامعه اشو رو نخونه!عرض بنده اینه که جامعه اعتدال رو رعایت نمی کنه.

در مورد مصرف لوازم آرایشی یه نکته ای رو خدمتتون عرض کنم  که بنده مخالف مصرفش نیستم و از نظر شرعی و قانونی بهش اشاره نمی کنم.اگه فردی دستش رو بشوره می گم آدمی که به تمیزی اهمیت میده.ولی اگه در این کار افراط کنه نمی گم آفرین چقدر اهمیت میده به نظافت!بلکه میگم این فرد بخاطر اهمیت دادن به افکار غیر منطقیش داره خودش رو اذیت می کنه.در مورد مصرف لوازم آرایشی هم همینطوره.

افراط در مصرف لوازم آرایشی به معنای اهمیت دادن به زیبائی نیست بلکه به معنای کم بودن عزت نفس ، خود کم بینی یا اضطراب اجتماعی و کمالگرائی می تونه باشه.

یکی از اصول شاد زیستن (از نظر علمی) رعایت اصل پذیرش و علاقه به جسم خویش است.(نظریه ی روان درمانی مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی.دکتر فریش.2006)

 

/ 8 نظر / 5 بازدید
نازی

اینکه جامعه ما در بدی ها داره به سرعت پیش میره واقعا خیلی نگران کننده است من در اطراف خودم خیلی از زوج هایی را که میشناسم درسته که طلاق نگرفتن ولی متاسفانه خیلی وقت ها همدیگر را فقط تحمل می کنن واقعا نمیدونم چرا اینطوری شدیم گاهی اوفات فکر میکنم اینقدر مشکلات تو جامعه ما زیاد شده مردم دیگه حوصله تفکر را ندارن و فقط دنبال یه مخدر می گردن

تندك

هنوز پست رو نخوندم اما از تيتر به نظرم اومد موافق نيستيد كامنت شتابزده ايه ميدونم اما تا متن رو كامل خونم اينترنتم قطع ميشه به نظر شما اگه زوجين به اين نتيجه برسن كه نمي تونن با هم زندگي كنن طلاق توافقي چاره نيست؟

تندك

خوب پست رو خوندم ميدونيد به نظر من مشكل اصلي ما عدم اموزشه نه درمورد رفتارهاي بعد ازازدواج اموزش ميبينيم نه درمورد رفتارهاي جنسي نه در مورد مواد مخدر نه لوازم ارايش نه برخورد با مردم نه ..... ملت رها خشده ان به حال خودشون تا غريزي زندگي كنن نتيجه اش اين ميشه كه ميبينيم

صدف

يه علت ديكه هم تقليدهاي كوركورانه ميتونه باشه و تأثير محيط تو جامعه اي كه همه ارايش ميكنن ارايش نداشته باشي خيلي بد بنظر ميايي من خودم وقتي ميام ايران همه بهم ميكن حقدرقيافه خسته اي داري حرا؟ حون ارايش ندارم مثل بقيه ولي اينجا سر كار يه روز يه كم ارايش داشتم أنقد معذب بودم كه رفتم دستشويي و تميز كردم . در مورد طلاق هم به نكتهرخوبي اشاره كردين 

ماری

سلام اقای ازاد کاملا حق با شماست من وبلاگ شما رو مرتب و مرتب میخونم شرمنده که بعضی وقت ها کامنت نمیگذارم فکر کنم کار درستی نباشه ادب حکم میکنه وقتی وارد خانه کسی میشویم سلام بکنیم ولی مسئله ایی که عنوان کردید جای بسی تامل و تفکر دارد بله جامعه ما به کدام سو می رود ؟؟من در ایران زندگی نمیکنم ولی از شنیده ها و گفته ها پیداست که تفاوت عمده با این کشور کوچک دارد رسیدگی به ظاهر و آراسته بودن خیلی خوبه ولی اینکه من از ایران میشنوم که اگر ظاهر خیلی خوب و شیک نداشته باشی جایی راه نداری یا کسی تحویلت نمیگیره ؟؟ برای من عجیب است حالا ارزش ها زیر و رو شده؟؟؟ به لباس و مدل آرایش و مدل موی من شده؟؟ کسی نمیداند یا بیتفاوت به اینکه من چطور زندگی میکنم چطور فکر میکنم و چه کتاب هایی میخوانم و ووفقطبه تیپ ظاهر من نمره میدهد جای تاسف دارد مشکل فرهنگی ایران مشکل زیر بنائی است درد جامعه ما درد بی هویتی است درد بی ارزشی است جامعه ما جامعه دردمند و متورمی است ابستنی از حوادث دردناک از رنجها از بی عدالتی ها از تبعیض ها و و و چطور توقع داریم با چنین شرایطی همه عاقل و بالغ سر خونه و زندگی خودشون باشند و نمودارها سیر طبیعی خودشونو

ماری

حفظ کنند

ماری

پاسخ به این سوال سخت نیست آگاهی جامعه را باید بالا برد مطالعه مطالعه و مطالعه و کلی حرف های دیگه که اینجا جا کم است برای آن اول از خودمان شروع کنیم

سارا

من یه خواننده خاموشم[تایید]