در باب عظمت دین اسلام

یه وقت فکر نکنید هدفم از نوشتن این پست اینه که مخاطبم رو به دین اسلام دعوت کنم!

فقط می خوام با ارائه آمار علمی و بعضی از مطالب منطقی به مخاطبم بگم که دین اسلام چقدر بزرگ و پیشرفته هست.

در پیشرفته بودن دین اسلام همین قدر خدمتتون عرض کنم که کسی قادر به درک آموزه های روانشناسی دین اسلام با کمک علم دوره فروید نیست!بلکه باید خودتون رو به علومجدیدتری مجهز کنید.

-دین اسلام توسط شخصیت های بزرگ سرزمین پارس مطالعه میشده.

 

گفته میشه که حافظ ، حافظ قرآن بوده و قرآن رو مطالعه می کرده.وقتی حافظ میگه:

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

می تونیم ادعا کنیم که فردی همچون حافظ برای سرودن شعرهای خودش آموزه های دین اسلام رو هم مطالعه کرده.

حتی بعضی از شعرای ما در وصف بزرگان دین اسلام شعرهائی رو سرودن:

سعدی:

درود ملک بر روان تو باد                              بر اصحاب و بر پیروان تو باد 

خدایا به حق بنی فاطمه                            که بر قول ایمان کنم خاتمه

اگر دعوتم رد کنی ور قبول                          من و دست دامان آل رسول

 

*سعدی شخصیتیه که بعضی از فلاسفه غربی آثارش رو مطالعه می کردن.شوپنهاور فیلسوف آلمانی یکی از اینهاست.که خود آثار شوپنهاور بر روی فلاسفه دیگری هم اثرات ژرف و عمیقی گذاشته.یکی از این فلاسفه نیچه هست.می خواید بگم باز آثار نیچه روی چه کسانی تاثیر گذاشته؟!چشمک                                                                                             

بعضی از شعرای بزرگ ما سرودهاشون کاملا بر گرفته از آموزه های ائمه دین اسلام هست:

حضرت محمد (ص) می فرمایند:

هر کس پیوسته دری را بکوبد ، سرانجام وارد می شود.

مولوی:

گفت پیغمبر چون کوبی دری            عاقبت زان در برون آید سری

حضرت محمد (ص):

جوانی شاخه ای از دیوانگی هست

نظامی:

گر چه جوانی همه فرزانگی است             هم ز یکی شعبه ز دیوانگی است.

اما علی (ع):

هر که صبر ندارد ایمان ندارد

مولوی:

گفت پیغمبر خداش ایمان نداد    هر که را نبود صبوری در نهاد

مثال های این چنینی خیلی زیاد هستن جهت جلوگیری از طولانی شدن این پست به ذکر همین موارد اکتفا می کنم.

حالا بریم به دین از زاویه دیگری نگاه کنیم.

-دین اسلام دین به روز و پیشرفته ای هست:

مسیحی ها میگن حضرت عیسی فرموده:

اگر فردی به شما سیلی زد طرف دیگه صورتتون رو بیادرید.

حضرت محمد (ص) می فرمایند:

مومن حق ندارد عزت خودش را به خطر بیاندازد.

بنابراین در اسلام آماده کردن طرف دیگر صورت برای فرد متجاور جایز نیست.بطوری که حضرت محمد (ص) می فرمایند حق این کار رو نداریم.

با توجه به مطالب گفته شده این متن رو مطالعه بفرمائید:

...دشوار هست  که قبول کنیم خود ما در حین تسلیم شدن ، به باجگیر یاد می دهیم چگونه از ما باجگیری عاطفی کند.اما واقعیت تلخ این است که سازش ما ، پاداشی است که باجگیر دریافت می کند و هر زمان که ما این پاداش را در قبال عمل خاصی به کسی می بخشیم به روشنی به آنها می فهمانیم که می توانند باز هم چنین عملی را تکرار کنند.(دکتر سوزان فوروارد-باجگیری عاطفی-1997)

به نظر شما گفته های خانم دکتر سوزان به آموزه های پیامبر اعظم (ص) نزدیکتر هست یا آموزه های حضرت مسیح؟

بماند که آموزه پیامبر اعظم در 1400 سال پیش مطرح شده و آموزه های خانم سوان در سال 1997!!!

بنابراین دین اسلام دین پیشرفته ای است. باز هم چند مثال دیگه خدمتتون عرض می کنم:

امام صادق (ع):

هیچ مردی تکبر یا گردنفرازی نکرده مگر به سبب احساس حقارتی که در خود یافت.

حالا این متن رو مطالعه بفرمائید:

جفری یانگ(بنیانگذار طرحواره درمانی):

بیمارانی که طرحواره نقص/شرم دارند ، احساس می کنند افرادی ناقص ، بد ، حقیر یا بی ارزشند و اگر خود را در معرض نگاه دیگران قرار دهند ، بدون شک طرد می شوند.این طرحواره معمولا با احساس شرم نسبت به نقایص ادراک شده همراه است.

این افراد با نشان دادن رفتارهائی که حاکی از خودشیفتگی هست سعی می کنند در مقابل این افکار خود رفتار اجتنابی -جبران افراطی را انتخاب کنند.تا با احساس محرومیت هیجانی و نقص خود مقابله کنند. 

(جفری یانگ کلوسگو و ویشار-طرحواره درمانی-2002)

اگه بخوام مثال های دیگری بزنم این پست خیلی طولانی میشه خیلی سریع و مختصر به چند مسئله دیگه اشاره می کنم:

نظریه پردازانی همچون  دکتر گلسر ( نظریه انتخاب) دکتر الیس (نظریه رفتار درمانی عقلانی هیجانی) و پروفسور بک (نظریه شناخت درمانی) در نظریه های خودشون به کررات از نقش باور ها و شناخت ما در تعیین نوع حالات هیجانیمون سخن گفتن.

در صورتی که پیامبر اسلام و دیگر ائمه در 1400 سال پیش به این نکات اشاره داشتند.

بنابراین این طبیعی هست که جامعه روشنفکر ما تا بحال نتونسته با کمک نظریات افرادی همچون فروید دین رو درک کنه و نسبت بهش به معرفت برسه.

ائمه دین اسلام نه تنها در اون زمان به نقش شناخت در تعیین حالات هیجانیشون اشاره کردن بلکه در بعضی از مواقع تکنیک هائی رو به افراد جهت مقابله با باورهای منفیشون هم اراه دادن.

حدیث ارزشمندی که امام علی (ع) فرمودند و بنده اون رو در بخش هدر باشگاه مجازی نوشتم یکی از همین موارد هست.اینکه در 1400 سال قبل ائمه از پیروانشون می خواستن برای حل مشکلاتشون به درون خودشون هم توجه داشته باشن مسئله کوچکی نیست.

پیامبر اعظم (ص)هم می فرمایند:

انسان جز از خودش بدی نمی بیند.

این حدیث هم در همین راستا هست.و همچنین در مورد روانشناسی باجگیری عاطفی خیلی کاربرد داره.

شما با درک سه حدیث میتونید خشونت خانگی رو از زندگیتون بندازید بیرون:

دو حدیث رو که خدمتتون عرض کردم بعلاوه این حدیث ارزشمند امام علی (ع):

اگر مدارا باعث افزایش خشونت بشود انتخاب خشونت عین مداراست.

این سه حدیث رو روی کاغذ کنار هم بنویسید.و عمیقا بهشون فکر کنید.بعدا در مورد این احادیث و اینکه چیکار میشه کرد به تفصیل باهاتون صحبت می کنم.

در مورد تکنیک های شناخت درمانی که در دین اسلام اومده به وقتش مطالبی رو خدمتتون عرض می کنم.

شاید باورتون نشه که قوی ترین تکنین برطرف کردن نگرانی رو امام علی (ع) در 1400 سال پیش به بشر معرفی کردند.علم روانشناسی در سال 2003 این کار رو داره انجام میده!(رابرت لی هی تکنیک های شناخت درمانی).

یه نظریه جدیدی داره مطرح میشه به اسم فرا شناخت.که توسط ولز داره گسترش پیدا می کنه.ولز(2010).

می دونید اگر این نظریه وقتی گسترش پیدا کنه بشر چقدر به اهمیت نماز پی می بره؟ابزاری که  افرادی همچون دکتر ولز ممکنه ازش خبر نداشته باشن؟!

بنابراین آموزه های دین اسلام هنوز هم جلو تر از علم روانشناسی الان بشر هست.

فعلا بریم از یک زاویه دیگری به دین نگاه کنیم!

-نقش دین در کنترل فشار روانی و احساس خوشبختی:

مطالبی رو که مطالعه می فرمائید مربوط هست به کتاب کنترل فشار روانی اثر دکتر جرالد گرینبرگ(2002)

...اگر چه مذهب و معنویت هر دو به عوامل گوناگون سلامت -مثل فشار خون- مربوط هستند ، محققان از مذهب و معنویت به عنوان راهکارهایی برای بهبود سلامت و تسکین فشار روانی استفاده کرده اند.

...کاملا واضح است که وابستگی های مذهبی و معنوی بر سلامت تاثیر می گذارند.

از موضوع کنترل فشار روانی که بگذریم به موضوع شادمانی و احساس خوشبختی می رسیم:

پروفسور مارتین سلیگمن (بنیانگذار روانشناسی مثبت نگر) در کتاب خودش با عنوان شادمانی درونی میگه:

پس از ملامت های فروید ،علوم اجتماعی به مدت نیم قرن با تردید به مذهب می نگریست.مباحث آکادمیک در مورد ایمان  از آن به عنوان عامل ایجاد احساس گناه ، سرکوب امیال جنسی،تعصب،ضدیت با روشنفکری و اقتدارگرائی یاد می کردند.اما در حدود بیست سال قبل ، داده ها ی مربوط به تاثیر روانشناختی مثبت ایمان ، به تدریج نیروی مخالفی را پدید آورد.آمریکائیهای مذهبی به وضوح از لحاظ سوء مصرف دارو ، ارتکاب جرم ، طلاق، و خودکشی در سطح پائین تری قرار دارند.مادران دارای فرزندان معلول بهتر با افسردگی مقابله می کنند و افراد مذهبی بهتر با طلاق ، بیکاری ، بیماری و مرگ کنار می آیند.

همچنین داده های حاصل از بررسی ها پیوسته نشان از آن می دهد که افراد مذهبی در مقایسه با افراد غیر مذهبی تا حدودی شادتر بوده و رضایت از زندگی بالاتری دارند.

...مذاهب امید به آینده را القا کرده و در زندگی معنا ایجاد می کنند.

پروفسور سلیگمن در مورد عوامل بیرونی که باعث افزایش شادی ما میشه این نکات رو به ما گوش زد می کنه:

اگر شما قصد دارید که سطح شادی خود را با تغییر شرایط بیرونی زندگی تان به نحو پایداری بالا ببرید باید:

1-ازدواج کنید(تاثیری مستحکم ، اما شاد نه تاثیر علی)

2-از دویدادهای منفی و از هیجان منفی اجتناب کنید(فقط تاثیری متوسط)

3-یک شبکه اجتماعی نیرومند تشکیل بدهد(تاثیری مستحکم اما شاید نا تاثیر علی)

4-مذهبی باشید(تاثیر متوسط)

مذهبی بودن هیچ استثنا و شرطی نداره.ممکنه شما بگید متوسط که چیزی نیست.اما این رو بدونید که پروفسور سلیگمن در همین بخش از گفته هاش می گه:

..اما تا جائی که به شادی و رضایت از زندگی مربوط می شود ، لزومی ندارد برای موارد زیر خود را به زحمت بیاندازید:

-پول (افراد مادی گرا از شادی کمتری برخوردارند)

-سلامت جسمی(سلامت ذهنی و نه سلامت عینی موثر است)

-ادامه تحصیل دادن تا ته خط!(بی تاثیر)

1-پول(افراد مادی گرا از شادی کمتری برخوردارند)

2-سلامت جسمی(سلامت ذهنی و نه سلامت عینی مویر است)

3-تا جائی که ممکن هست ادامه تحصیل دادند.(بی تاثیر)

/ 6 نظر / 4 بازدید
شکیبا

خوشحالم که پستهای شما رو می خونم. اینها رو برای خودم گنجینه ای می دونم که در اطرافم کمیابه ...[گل]

زرین تاج

یعنی میگین در بلاد کفر خشونتای روانی و کلامی وخیانت و .... بیداد میکنه دیگه ! [چشمک] خوب خدا رو شکر که ما در بلاد اسلام متولد گردیده ایم!

رویا

ای کاش آدمها بیشتر به هدف شناخت راه و رسم زندگی و همدلی و تعادل دنبال مذهب می رفتن. آدمهایی که من دیدم اغلب سعی نمی کردن تصمیمات و واکنشهاشون رو بر اساس آموزه های مذهبی تعیین کنن بلکه برمبنای حرص و طمع و خشم خودشون عمل می کردن بعد براش در مذهب دنبال توجیه و دفاع می گشتن.

نسیم

راستشو بخوای من این پست رو خط به خط نخوندم.یه نگاه اجمالی انداختم.علتش مفصله که باید به موقع برات بگم. فقط اینکه شرایط امروز جامعه ی ما روی نظر من در مورد این مسائل اثر گذاشته...اما کاش تو این پست بدون هیـــــچ گونه جانبداری یا اسم بردن از دین و مکتب خاصی فقـــــــط از ضرورت وجود یک منبع ایمانی در زندگی انسانها و تاثیراتش تو زندگی اونها گفته بودی بدون پرداختن به دین خاصی و مبلغانش

نسیم

بهبود جان اگر بر اساس بهترین آموزه های دینی هم زندگی مون رو پایه گذاری کنیم،و اگر اگر روزی دیگه به اون دین معتقد و پایبند نباشیم یکباره هیچ باور و اعتقادی نداریم و این بده.اما اگر بر پایه ی آموزه های انسانی-اخلاقی زندگی کنیم هرگز این اتفاق نمیوفته چون ما همیشه و همیشه یک انسانیم...من فقط اینو میگم که بابا ما قبل از هرچیزی انسان بودیم بیایم انسان گونه زندگی کنیم...بخدا آدمه متدینی که ارزشهای دینی یا قانون یا هر چیزه دیگری رو بر ارزشهای انسانی و جان یا حرمت انسان ارجح بدونه خطرناکه اما آدم بی دینی که پایبند اصول انسانی باشه خطرناک نیست.من با آموزه های دینی مشکلی ندارم اما حتی اگر به غلط اما بیش از اندازه و حوصله ی مردم در کشور ما در مورد این آموزه ها صحبت شده.بهتر نیست حالا که ما عرصه یی برای صحبت داریم از ارزشهای انسانی بگیم؟معذرت میخوام که طولانی شد :)

بهادر

به نظر من اون آدم قمه زن بی سواد دینی نیست.آفریننده ی این سنت کذایی که احتمالا بویی از منطق و واقعیت نبرده،یه بی سواد دینیه.اون شخص قمه زن تنهاوتنها قربانی پاره ای از تفکرات و ایدهای افراطی و نابخردانست.من با نظر نسیم موافقم ادمی که به اصول انسانی پایبند باشه ولی دین گرا نباشه خطرناک نیست که هیچ،می تونه حتی یه الگو باشه.دین کنونی جامعه ی ما مثل چادر میمونه وقتی داری سوار تاکسی میشی یه تیکش ازدر ماشین بیرون میزنه.دست و پا گیره یعنی دستو پا گیرش کردن.الان دیگه اصل دین مطرح نیست الان بحث صلاحیت مجریان دینه.بهتره بهانه دستشون ندیم پذیرفتن تمام این به اصطلاح آموزه ها شخصی و سلیقه ایه.ما اونچه که در جامعه جاری و ساری هست رو می بینیم و می پذیریم.گوشت ار وعدهای غذایی خیلی خوبیه ولی وقتی فاسد می شه همه جا رو بوی گند بر می داره و دیگه کسی به خوب بودن اون گوشت حتی فکر هم نمی کنه.مردم دارن به سمت سکولاریسم پنهان می رن.بهبود جان!دوست دارم. بدرود /.