سه گام تا تغییر خود ( گام دوم: جملاتی که باید از گفتنشون اجتناب کنی)

در فرایند تغییر ممکنه برخی از باورهات برات مشکلاتی رو بوجود بیارن مخصوصا وقتی که بدون فکر کردن به معنای واقعیشون اونها رو مدام در ذهنت تکرارشون می کنی.یادت باشه که شیوه ی فکر کردن تو به مسائل و باورهائ که نسبت به اونها داری در غایت تعیین کننده ی نوع هیجان و رفتارت هستن.

زندگی عمل می کنه و ما بهش واکنش نشون میدیم اما در فاصله ی بین کنش و واکنش به فکر کردن مشغول میشیم.

بنابراین مراقب باش که چه فکر و باوری در ذهنت داری چون ممکنه بیش از حد لازم برای خودت دردسر ایجاد کنی.

مثلا باوری رو در نظر بگیر که کلمه ی "نتوانستن" درش وجود داره.تا حالا شده به خودت بگی "نمی تونم" مثل این باور : من نمی تونم اون کار رو انجام بدم.اون چیه که تو نمی تونی انجامش بدی؟ همین الان به چیزی که فکر می کنی نمی تونی انجامش بدی فکر کن.

معمولا افراد یک همچین باورهائی دارن:

نمی تونم وزنم رو کم کنم.نمی تونم سیگار نکشم.نمی تونم غرورم رو زیر پا بگذارم نمی تونم آروم بشینم و استراحت کنم و ...

هیچ کدوم از این باورها درست نیستن.شما فکر می کنی چه چیزی رو نمی تونی انجام بدی؟در اکثر موارد فکر و باوری که کلمه ی "نمی توانم" درش هست باور درستی نیست. ما در باشگاه مجازی به این باورها باورهای خودمخرب می گیم این باورها خودمخربن چون جلوی پیشرفت شما رو می گیرن.

برای اینکه بتونیم باطل بودن باورهائی که کلمه ی "نمی تونم" داخلش هست رو اثبات کنیم باید از تکنیک تعریف واژه ها استفاده کنیم.

این تکنیک بهمون میگه باید کلمه ی نمی تونم رو بطور دقیق معنیش کنیم.

نتوانستن به معنای انجام پذیر نبودن هست.پس اگر نتونی کاری رو انجام بدی یعنی با امر غیر ممکنی رو به رو هستی مثه اینکه نمی تونی از دیوار رد بشی یا مثه یک  پرنده پرواز کنی.این جملات همگی درست هستن.

بنابراین در اکثر مواقع وقتی به خودت می گی نمی تونم در حال بکار بردن کلمه ی اشتباهی هستی.(مثل باورهائی که قبلا بهشون اشاره کردم)

خیلی مهم:

کاربرد "نمی توانم"در این باورها درست نیست بلکه کلمه ی درست "نمی خواهم" هست نه اینکه شما نمی تونید اون کارها رو انجام بدید بلکه نمی خواین انجامش بدین.نمی خوام به معنای اراده نکردن هست.

وقتی کلمات مهم در یک باور رو تغییر می دیم گفتار درونیمون معنای دیگری پیدا می کنه.

من نمی خوام وزنم رو کم کنم ، نمی خوام سیگار نکشم ، نمی خوام غرورم جریحه دار بشه ، نمی خوام تحرکم رو کم کنم و ...

در واقع تمام این گزینه ها از نظر عملی امکان پذیرن ( چون قبل از شما افراد زیادی انجامش دادن) ولی شما "انتخاب" می کنی که انجامشون ندی.

ما اغلب تمایلی به تغییر کلمات مهم در باورهامون نداریم چون اینکار ما رو با مسئولیت پذیری کارهائی که انجام ندادیم روبرو می کنه.چون وقتی به خودت می گی "نمی تونم" این اجازه رو به خودت می دی که از زیر بار مسئولیت شونه خالی کنی و به خودت فرصت می دی که تلاش نکنی.

اگه می تونی وزنت رو کم کنی - سعی نکن.

اگه نمی تونی آروم بشینی و استراحت کنی مدام فعال باش

اگه نمی تونی غرورت رو زیر پا بگذار ی به بگو مگوی با همسرت ادامه بده

و ...

متاسفانه شما با داشتن این دیدگاه پیش از اونکه شروع کنی تسلیم شدی.شما با تکرار این باورها خودت رو در تنگنائی قرار می دی که از انتخاب خودت ناشی میشه.

یادبگیر که مسئولیت انتخابهات رو بپذیری.و بطور ارادی دست به انتخاب بزنی.هیچ اشکالی نداره که تصمیم بگیری کاری نکنی فقط مسئولیت انتخابت رو به عهده بگیر.

ممکنه تصمیم بگری وزنت رو کم نکنی ، یا برای کم کردن بیش فعالیت اقدام نکنی یا غرورت رو زیر پا نگذاری مشکلی نیست ، اما سعی نکن خودت رو مجاب کنی که انجام این کارها شدنی نیست.

خیلی مهم:

پذیرش افکار و اعمالت باعث میشه که وجود خودت رو تحت مدیریت و کنترل خودت قرار بدی نه اینکه احساس کنی از طریق عادت ، هیجانات و یا شرایط بیرونی یا نوع تربیت و رفتاری که والدینت باهات داشتن کنترل میشی.

بنابراین هر وقت متوجه شدی که داری به خودت می گی "نمی تونم" ، خوب به کلمه ی "نمی تونم" گوش بده.باهاش چالش کن لحظه ای مکث کن اون وقت کلمه ی "نمی خواهم" رو بجاش بگذار  و ببین اینطوری معنای دقیق و درست تری نمی ده؟

اگر این تغییر در باورت رو انجام دادی و احساس بدی بهت دست داد بدون که به نقطه ی درستی رسیدی چرا که این باوردر مورد یک انتخاب آگاهانه تر و تمرین مسئولیت پذیری تو رو به چالش میکشه.

                           به شیوه ی فکر کردنت فکر کن!

ممکنه خودت رو بیش از حد لازم در تگنا تصور کنی یادبگیر روش اندیشیدنت رو تغییر بدی و اون وقت زندگی به سمت بهتر شدن پیش میره.

 

پست بعدی:

سه گام تا تغییر خود .( گام سوم: چگونه تغییر کنیم؟)

/ 0 نظر / 7 بازدید