جبر در حجاب و روانشناسی کنترل درونی (بخش اول)

بگو :این راه من است ! من و پیروانم ، با بصیرت کامل ، همه مردم را به سوی خدا دعوت می کنیم....

                                                                                           یوسف آیه 108

نگاه همه ما به تعاملات و روابط اجتماعی از دو روانشناسی ناشی می شود. یکی از این روانشناسی ها ، روانشناسی کنترل درونی و دیگری روانشناسی کنترل بیرونی است.

سئوال اساسی در اینجا این است که آموزه های قرآن حکیم بر اساس کدام یک از دو نوع روانشناسی صورت گرفته است؟ همچنین افرادی که به جبر در حجاب اعتقاد دارند بر اساس کدام یک از دو نوع روانشناسی عمل می کنند؟

به زعم بنده افرادی که به جبر در حجاب اعتقاد دارند پیروی روانشناسی کنترل بیرونی هستند این افراد معتقدند:

من می توانم کاری کنم تا دیگران علی رغم میل خود ، کاری را که من می خواهم انجام بدهند. همچنین من حق دارم و حتی وظیفه دارم کسانی را که طبق میل من عمل نمی کنند تحقیر ، تهدید و تنبیه کنم و حتی با پاداش ، آنها را مجبور کنم طبق میل من رفتار کنند چون به نفع آنان است که به حرف من گوش کنند. ( تئوری انتخاب - گلسر)

 

 آیا افرادی که به جبر در حجاب اعتقاد دارند می توانند ادعا کنند که مطالب پاراگراف بالا را را قبول ندارند؟!!!

حال ببینیم در مقابل قرآن بر اساس کدام روانشناسی نوشته شده است ، روانشناسی کنترل درونی یا بیرونی؟! لازم است به این نکته ی مهم اشاره کنم که بنده قرآن را برای تائید  درستی روانشناسی کنترل بیرونی یا درونی ملاک قرار می دهم نه تئوری انتخاب را ! زیرا خداوند در قرآن می فرمایند:

این کتاب که هیچ تردیدی در آن نیست راهنمای کسانی است که با تقوا هستند.

                                                                                                     بقره آیه 2

بنظرم بهترین آیه ای که با کمک آن می توانیم مسائل مربوط به جامعه را بطور کلی و جزئی مورد نقد و بررسی قرار بدهیم آیه 84 سوره اسراء  است:

              هر کس طبق روش (خلق و خوی) خود عمل می کند  

 روانشناسی بعد از تحقیقات و پژوهش های بسیار به این نتیجه رسید که انسان از درون انگیزه می گیرد و این شالوده روانشناسی کنترل درونی است.

 

دکتر ویلیام گلسر نیز در تئوری انتخاب به صراحت می گوید: 

                             انسان از درون انگیزه می گیرد

 این جمله هسته ی اصلی تئوری انتخاب دکتر گلسر است.

 بنابراین قرآن و علم روانشناسی نوین هر دو به این نکته مهم تاکید دارند که انسان از درون انگیزه می گیرد و این عوامل درونی (ژن و فکر) هستند که به رفتار فرد جهت می دهند.

اما نکته مهم دیگر این است که اگر در قرآن حکیم دقت کنید متوجه می شوید آیه 84 سوره اسراء محور اصلی و شالوده ی توصیه های فرهنگی / اجتماعی  قرآن حکیم است  همچنین تاریخ گواهی بر درستی و دقیق بودن آیه 84 سوره اسراء دارد.

توصیه هایئی که قرآن در آنها از آیه 84 سوره اسراء استفاده کرده است و بیانگر آن هستند که روانشناسی قرآن حکیم روانشناسی کنترل درونی است از این قرارند: 

 * تو نمی توانی مردگان را شنوا سازی ، و صدای خود را به گوش کرانی که از تو روی می گردانند برسانی .نمل 80

* ....آیا تو مردم کوردلی که فاقد بصیرت هستند را می توانی رهبری و هدایت کنی؟ یونس 43

*کرند و کورند و از گمراهی خود بر نمی گردند.بقره 18

*البته کسانی که حکم عذاب خدا بر آنان محقق است هرگز ایمان نمی آورند. یونس 96

*و اگر هر گونه معجزه و آیه ای از جانب خدا نازل شود باز ایمان نمی آورند ... یونس 97

*بعضی از آنها قرآن را گوش می دهند اما نمی شنوند آیا تو می توانی به مردم نادان و کر شنوائی دهی؟ 42 یونس

*اگر خدای تو بخواهد تمام مردم روی زمین ایمان خواهند آورد ، آیا تو می توانی به اجبار و اکراه مردم را خداشناس سازی ؟ یونس 99

*چه آنان را بترسانی و چه نترسانی ، برایشان یکسان است ، ایمان نخواهند اورد 10 یس 

همه ی این آیه ها تائید کننده ی دیدگاه روانشناسی کنترل درونی است .تمام این آیه ها تائید کننده ی این نکته هستند که روانشناسی قرآن حکیم روانشناسی کنترل درونی است.

بنده از افرادی که به روانشناسی کنترل بیرونی ( جبر در حجاب ) اعتقاد دارند می پرسم! آیا آیه ای در تائید دیدگاه خود و روانشناسی کنترل بیرونی دارید؟! اینکه با جبر و زور می توان افراد را مجبور کنیم مناسک دین را بجا بیاورند؟! آن آیه ها را بیان کنید؟! البته قبل از اینکار بدون تعصب به مطالعه ی مطالب این پست ادامه دهید!

تا اینجا به آیاتی اشاره شد که شالوده ی آنها بر گرفته از آیه 84 سوره اسراء است این آیه ها با قاطعیت بیانگر این مهم هستند که انسانها به زور و جبر از اصول دین پیروی نمی کنند و یا بعضی افراد دین دار نمی شوند یا از اصوب دین پیروی نمی کنند حتی اگر آنها را بترسانید!

چرا؟

                              چون انسانها از درون انگیزه می گیرند.

 

قرآن حکیم حتی به پیامبر اعظم (ص) که بر همه علوم تسلط داشتند هم فرموده نمی توانی همه افراد را دین دار کنید یا مجبود کنید مناسک دین را بجا بیاورند.

البته همین قرآن می فرماید اگر خداوند بخواهد می تواند اینکار را انجام دهد.(آیه 99 سوره یونس)

 حال سئوال این است که  چرا بعضی از دوستان به انجام دادن این عمل غیر ممکن اصرار دارند؟ 

در مجموعه پست های مربوط به مسئله حجاب به این سئوال پاسخ می دهم.

 تا اینجا متوجه شدیم قرآن با تکیه بر آیه 84 سوره اسرا به پیامبر اعظم (ص) توصیه فرموده برای دعوت افراد و پیشنهاد انجام مناسک دینی بر چه گروهی از انها مراجعه نکند.

 بر عکس این گروه ها که پیامبر از اصرار بر اصول دین بر آنها نهی شده است قرآن دوباره  بر اساس آیه ارزشمند 84 سوره اسراء به پیامبر (ص) فرموده برای دعوت افراد به دین و انجام مناسک آن به چه افراد و گروه هائی توجه داشته باشند:

.... تو صدای خود را فقط به گوش کسانی می توانی برسانی که به آیات ما ایمان آورده اند و مسلمان هستند نمل 81

این کتاب پندی است برای اهل جهان 27 برای هر کس از شما که بخواهد هدایت شود 28 سوره التکویر

بنابراین قرآن بر اساس آیه 84 سوره اسرا به پیامبر (ص) دستور داده برای ترویج دین و آموزش مناسک دینی دو گروه رو هدف قرار بدن:

1- گروهی که خواهان هدایت هستند. 

2- گروهی که مسلمان شده اند.

بر همین اساس است که خداوند حکیم وقتی در قرآن به پیامبر اعظم (ص) دستور رعایت حجاب را می دهند به پیامبر اعظم (ص) می فرمایند در مورد حجاب به افراد خاصی تذکر بدهند:

آیه 59 سوره احزاب: 

ای پیامبر ! به همسرانت ، و دخترانت و زنان مومن بگو :...

 

همچنین در آیه 31 سوره نور می فرماید:

به زنان مومنه بگو :...    

 این آیات به وضوح و روشنی بیان می کنند حجاب برای زنان مومن و مسلمان است.

      چون انسان از درون انگیزه می گیرد آنها آماده اند به آموزه های دین عمل کنند.

تا اینجا متوجه شدیم اساس دین و قرآن بر اساس روانشناسی کنترل درونی است نه روانشناسی کنترل بیرونی! 

بنابراین قرآن روانشناسی کنترل درونی را تائید و روانشناسی کنترل بیرونی را رد می کند که بنده تا اینجا به این مدارک غیر قابل نفی اشاره کردم.

باز هم عرض می کنم ! اگر فردی ایه ای در تائید روانشناسی کنترل بیرونی دارد آنها را بیان کند. 

حال برویم سر وقت واقعیت های موجود و تاریخ! ببینیم در دنیای واقعی چه می گذرد؟! آیا واقعیت تائید کننده روانشناسی کترل درونی است یا بیرونی؟!

خانمی که دین رو پذیرفته و احکامش را درونی کرده است به راحتی حجاب را رعایت می کند تاریخ ثابت کرده به زور هم نمی شود حجاب را از این افراد گرفت

 نمونه واقعی در این زمینه رضا شاه است که  به اصل مهم "انسان از درون انگیزه میگیرد" توجه نکرد و در طرحش (کشف حجاب) شکست خورد.

 از طرفی:

 خانمی که دین را قبول ندارد پیشنهادات دین را هم طبعا رعایت نمی کند و مناسک آن را به جا نمی آورد در نتیجه با زور و ترس ( 10 یس) هم نمی توان حجاب را به این افراد تحمیل کرد و این را هم تاریخ ثابت کرده است!

 مسئولین ما به اصل مهم "انسان از درون انگیزه میگیرد" توجه نمی کنند در نتیجه در طرحشان (جبر در حجاب ) شکست خوردند! 

 بعد از گذشت 36 سال از اجرای برنامه جبر در حجاب مسئولین معتقدند وضعیت حجاب از گذشته بدتر شده! یکی از این افراد آقای حداد عادل است که چندی پیش در برنامه دیروز امروز فردا این سخن را گفت.

 

از طرفی در دیگر برنامه های اینچنینی (برنامه های برگرفته از روانشناسی کنترل بیرونی)  هم با شکست مواجه شدیم:

 منع استفاده از ویدئو یا ماهواره و یا فیلترینگ اینترنت. (چندی پیش آیت الله مصباح یزدی به  شکست ابرنامه ی فلترینگ اینترنت عتراف کرد)

 ببینید چه تعداد از ایرانیان در فیسبوک عضو هستند!

 تا اینجا متوجه شدیم جبر در حجاب ریشه در روانشناسی کنترل بیرونی دارد اما آموزه ها و دستورات  قرآن حکیم بر گرفته از روانشناسی کنترل درونی است.

ممکن است بعضی از افراد بگویند چه اشکالی دارد که حتی با زور و جبر حتی افراد را مجبور به رعایت حجاب کنیم؟

در پست بعدی به این سئوال و دیگر سئوالاتی که در ابتدای این پست بیان کردم اشاره خواهم کرد.

لطفا در جهت تائید یا رد مطالب این پست از بیان مطالبی که بار هیجانی دارند جدا خودداری فرمائید! 

 خاک زن در دیدهٔ حس‌بین خویش        دیدهٔ حس دشمن عقلست و کیش

 

                                                                                          مولوی

 * عنوان پست بعدی:

مسئله حجاب و مسئولیت پذیری

 

* چون موضوع اشتغال زنان مورد توجه برخی از دوستان قرار گرفته بنده زودتر از برنامه ی در نظر گرفته شده در این باب نکاتی را خدمت شما دوستان عرض خوهم کرد. انشاالله بعد از اتمام موضوع جبر در حجاب. 

/ 2 نظر / 25 بازدید
شکیبا

سلام ممنون بابت این پست. برام جالبه. من از 11سالگی به اصرار خودم چادر سر کردم. وبابت هنوز هم غرور دارم. یه دختر چادریه ساده. این چادر برای من حکم امنیت رو داشت. و این امنیت فقط توی خیابون برام خیلی خیلی مهم بود و هست. من در جمع خانواده چادری نیستم یا حتی توی دفتر کارم. چون حس می کنم با همین لباس فرم و مقنعه ی نسبتا بلند امنیت دارم. ولی در خیابون ندارم و احتیاج دارم به اینکه چادرم حجابم باشه. می خوام بگم دقیقا یه حس درونی که کنترلم می کنه. برای خیلی از اطرافیانم عجیبه . یعنی یا باید با چادر باشم یا بدون اون. ولی خودم انقدر خودم رو آزاد می بینم که بخوام انتخابش کنم که در لحظه های خاص ازش استفاده کنم .و من این رو باور دارم که حجاب حتما و لزوما چادر نیست. بازهم ممنون بابت این پست...

زرین تاج

از تیر ماه تا بحال شما هم پستی نزاشتید معلومه همه درگیر و گرفتار شده اند . انشالله که وقتی برمیگردید بر های خوبی ازتون بشنویم