بخش های مرتبط با حوزه خودگردانی و عملکرد مختل

بخش اول: وابستگی / بی کفایتی

باورهای این بخش عبارتند از:

-فکر می کنم نمی تونم به تنهائی از پس کارهام بر بیام

- عقل سلیمی ندارم.

- به قضاوت و توانمندی های خودم اعتماد ندارم

- احساس می کنم به تنهائی نمی تونم گلیم خودم رو از آب بیرون بکشم

بنابراین افرادی که باورهای این بخش در ذهنشون هست باور دارن که در مراقبت کردن از خودشون ، حل مشکلاتشون ، قضاوت خوب  و انجام تکالیف جدید بدون کمک دیگران بر بیان. افراد در چنین مواقعی درماندگی رو احساس می کنن.

 

بخش دوم : آسیب پذیری نسبت به ضرر و بیماری

افرادی که باورهای این بخش در ذهنشون شکل گرفته معتقدن هر لحظه ممکنه اتفاق بدی براش رخ بده و اونها نمی تونن جلوی این اتفاقات رو بگیرن (نگرانی شدید) این نگرانی ها و ترسها می تونن حوزه های مختلفی داشته باشن : مثل حوادث پزشکی حمله قلبی یا ابتلا به بیماریهای دیگه  و همچنین وقایع هیجانی مثل ترس از دیوانه شدن ، سوانح محیطی مثل گیر کردن در آسانسور یا قربانی جنایت شدن سقوط هواپیما و ...

این افراد معتقدن:

- خیلی احتیاط می کنم که بیمار نشم یا صدمه نبینم

- ترسو هستم 

-اغلب فکر می کنم ممکنه هر لحظه دچار حمله اضطرابی شوم

 

بخش سوم : خودتحول نیافته / گرفتار

دیدید بعضی از افراد حتی وقتی ازدواج می کنن به شدت به والدینشون وابسته هستن و بدون اجازه اونها حتی  آب نمی خورن؟! این افراد باورهای این بخش در ذهنشون شکل گرفته. این افراد معتقدن هیچ فردی بدون حمایت دیگری نمی تونه زندگی خوب و شادی داشته باشه. وابستگی این افراد ( اغلب به والدین) در بیشتر مواقع به قیمت از دست دادن فردیت یا رشد اجتماعیشون تموم میشه.

برخی از باورهای این بخش :

من و والدینم خودمون رو بیش از حد درگیر مشکلات زندگی همدیگه می کنیم

-من و والدینم باید هر روز با هم گفتگو کنیم در غیر اینصورت احساس گناه  یا تنهائی می کنیم

-اغلب احساس می کنم هویت جداگانه ای از والدین و همسرم ندارم

- وقتی دیدگاهی مغایر با دیگاه همسر یا والدینم دارم شدیدا آشفته میشم.

 

بخش چهارم :شکست

باورهای این بخش در ذهن افرادی بوجود میاد که تکیه کلام والدینشون " نمی تونی" باشه.مثلا یکی از والدین به فرزند تکلیفی رو میده والد دیگه به بهانه اینکه کودک قادر به انجام اون کار نیست جلوی انجام اون تکلیف توسط کودک رو میگیره.این رفتار باعث میشه فرد در بزرگسالی  باور کنه که نمی تونه در حوزه های شغل ، تحصیل ، و ورزش به خوبی عمل کنه.این افراد ممکنه معتقد باشن بی کفایت ، بی عرضه یا بی استعداد هستن.این افراد برای موفق شدن تلاش نمی کنن چون معتقد از عهده کار بر نمیان و  حتما شکست می خورن.

هیچ کاری رو به خوبی نمی تونم انجام بدم

-بیشتر مردم از من توانا تر هستن

- بخاطر شکست هام احساس شرمندگی می کنم.

 

/ 0 نظر / 10 بازدید