به باشگاه مجازی پرورش عضلات هیجانی خوش آمدید

به دانش روان را توانگر کنید .فردوسی

آنچکه از نظر شما حقیقت دارد ممکن است واقعیت نداشته باشد!
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: این مطالب را جدی بگیرید

شناخت در جهان تجربی،بیشتر یک احتمال است تا یک واقعیت.

                                                                           دکتر لی هی


اغلب وقتی افسرده،مضطرب و خشمگین هستیم طوری به افکار خودمون توجه می کنیم که انگار اونها بطور مطلق واقعیت دارن،غافل از این اصل مهم که وقتی از نظر هیجانی دچار آشفتگی میشیم تفکرمون به شدت انعطاف ناپذیر، جزمی،مطلق و به شدت دچار تحریف میشه.

این اختلال در پردازش اطلاعات باعث میشه فرد اون اطلاعات محیطی که بر خلاف باورهای مخربش هست رو یا نادیده بگیره یا کم ارزش تلقی کنه و در مقابل اون اطلاعاتی که ممکن هست حتی واقعیت نداشته باشه و ساخته ذهنش باشه رو واقعیت عینی در نظر می گیره.

مثلا به مشکل خانم نیکی در وبلاگ راهگشا نگاه کنید.این خانم معتقده صدا هائی رو می شنوه که بر اساس اون این احتمال رو می ده که داره بکار-ت خودش رو از دست میده(اطلاعات نادرستی که فرد بهشون توجه داره).

در مقابل ببینید خانم نیکی چه اطلاعات مهمی که مخالف باور مخربش هست رو نادیده می گیره:

اینجاست که ما از افراد می خوایم تا جائی که می تونن اول باورهاشون رو راستی آزمائی کنن و بعد تصمیم بگیرن که آیا باورهاشون واقعیت داره یا نه.

 

"خودم میدونم انقدر دم دست نیست و کلی مراحل داره"(همونطوری که خانم نیکی ادعا می کنن در رشته ای درس می خونن که به بدن و نوع کارکرد اون مربوطه)

یا ایشون اصلا به اطلاعاتی که دکترشون در اختیارشون گذاشته بها نمیدن و اونها رو نادیده می گیرن.

 

 

این اصل مهم رو مدنظر داشه باشید که:

 

 افکار ما با واقعیت های زندگی همیشه یکسان نیستند.افکار و واقعیت ها دقیقا شبیه به هم نیستند صرفا به این دلیل که فکر می کنید برخی چیزها واقعیت دارن ،لزوما به معنای درست بودن اونها نیست.

داستان واقعی آن سوی بدبینی یادتون هست؟

خانمی که مدام نگران این بود که داره همسرش رو از دست می ده.اطلاعاتی که این خانم بهشون توجه می کرد و بر اساس اون باورهای مخربش رو تقویت می کرد این بود که همسرش چرا تازگیها به سر و وضع خودش می رسه؟یا تهدیدات خواهر شوهرش رو جدی گرفته بود و همچنین خوش بش کردن همسرش با دوست خواهر شوهرش رو ملاک قرار داده بود که داره همسرش رو از دست می ده در ادامه ی داستان دیدی که این خانم بر اساس اطلاعات بی پایه و اساسی که اونها رو واقعیت در نظر گرفته بود چه بلائی سر شوهرش آورد.

دکتر لی هی در این زمینه به یکی از مراجعین خودش اشاره می کنه:

"بیماری داشتم که اغلب درباره ی وقوع حوادث ناگوار آینده نگران بود.این نگرانی باعث شدن بود این فرد اعتقاد پیدا کند که برای حل هر مشکلی باید به همسرش اتکا کند.ما این باور مراجع را راستی آزمائی کردیم تا ببینیم آیا این خانم واقعا از پس مشکلاتش بر نمی آید؟

ما متوجه شدیم این خانم قبلا با مشکلاتی روبرو شده و به خوبی از پس آنها بر آمده. مشکلاتی همچون:

افسردگی،سرطان پستان،ابراز وجود در برابر مادرش،یادگیری رانندگی،غلبه بر ترس از پرواز و مذاکره برای عقد قرارداد کاری.

همچنین در هنگام پیاده سازی تکنیک های دیگر برای این مراجع متوجه شدم او فردی جراتمند و باهوش است و ممکن است در بحرانهای زندگی خود(دکتر لی هی) به او زنگ بزنم و از او کمک بخواهم!"

در این مثال هم می بینید که مراجع چطوری اطلاعاتی که مخالف باورهای مخربش هست رو نادیده می گیره.

پس به نفع شماست که همیشه:

 

در درجه ی اول افکارتان را حدس،فرضیه و توصیفی از اتفاقات یا رویدادهای زندگیتان بدانید و باورهایتان را باور نداشته باشید!