به باشگاه مجازی پرورش عضلات هیجانی خوش آمدید

به دانش روان را توانگر کنید .فردوسی

تحقیقاتی که نشون می ده با کمک نظریه ی انتخاب می تونید خانوادتون رو در مقابل آسیب
ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: راه کار های مبارزه با آسیب های اجتماعی و خشونت

-حجم مطالبی که برای تهیه ی این مقاله در نظر گرفتم بیشتر از اون چیزی شد که فکرش رو می کردم.بر این اساس تصمیم گرفتم این مقاله رو در دو پست بنویسم تا دوستان از مطالعه ی اون خسته نشن.

-در مطالعاتم به این نتیجه رسیدم که استفاده از نظریه ی انتخاب مخصوصا در فرزند پروری نه تنها فرزندانتون رو در مقابل آسیب های اجتماعی بیمه می کنه بلکه می تونیم به کمک (نظریه ی انتخاب) خشونت های خانوادگی رو هم کاهش بدیم.


 

برای اینکه بهتر منظورم رو متوجه بشید که استفاده کردن از نظریه ی انتخاب در زندگی مشترکتون چقدر می تونه شما،همسر و فرزندانتون رو در مقابل آسیب های اجتماعی بیمه کنه لازمه که ابتدا شما رو با نیازهای روانشناختی انسانها آشنا کنم.اون بخش از مطالبی رو که با ادبیات دیگری نوشتم مربوط به نتایج تحقیقات  پژوهشگران هست.

--------------------------------------------------------

وقتی افراد خودشان را در محیط هایی می یابند که به نیازهای روانشناختی آنها کمک می کنند و آنها را پرورش می دهند،هیجانات مثبت،تجربه ی بهینه،و رشد سالم پیامد های آن است(ریو 2005)

 هر فعالیتی که نیازهای روانشناختی ما رو فعال بکنه باعث علاقه مندی ما به اون فعالیت میشه.این مسئله در مورد گروه ها هم صادقه.به عبارتی اگر گروه خانواده نتونه نیازهای روانشناختی فرد رو ارضا بکنه شخص برای ارضا کردن نیازهاش به گروه های دیگه پناه می بره به عنوان مثال گروه دوستان. متاسفانه همونطوری که در پست های بعدی براتون توضیح می دم وقتی نیازهای روانشناختی فرد در گروه خانواده ارضا نشه ممکنه شخص برای ارضای نیازهای خودش قید روابط رو بزنه،به عبارتی برای لذت بردن ،لذت بدون رابطه رو انتخاب کنه.گزینه های موجود در این انتخاب بسیار بسیار خطرناک هستند و می تونن به فرد،خانواده ی اون و جامعه آسیب های جدی وارد کنن.

اما نیاز های روانشناختی ما چی هستن:

نیاز های روانشناختی در عمق وجود ما انسانها قرار دارن و بر این اساس می تونیم نتیجه بگیریم که این نیازها فطری هستن.نیاز های روانشناختی ما عبارتند از:

1-خودمختاری

2-شایستگی

3-ارتباط

 

به نظر من اگر اصول ارتباطی خانواده بر اساس نظریه ی انتخاب باشه اعضای اون خانواده می تونن دو نیاز روانشناختی خود یعنی خودمختاری و ارتباط رو با کیفیتی بالا ارضا کنن و پرورش بدن.برای اینکه بدونید ارضای این دو نیاز مخصوصا نیاز به خودمختاری به شما و خانوادتون چه کمکی می کنه به مطالعه ی این پست ادامه بدید.

                                                   خودمختاری

همه ی ما دوست داریم در انتخاب رفتارهامون آزاد باشیم کارهایی رو انجام بدیم که با ترجیحات و نیازهامون همخوانی داشه باشه.هدفهامون رو می خوایم آزادانه تعیین کنیم.دوست داریم انتخاب کنیم چه کاری رو چه وقت،چطوری و به چه شکلی انجام بدیم، دوست داریم خودمون برای وقتمون برنامه ریزی کنیم نه اینکه کس دیگری یا اجبارهای محیطی ما رو به انجام کاری مجبور کنه.به بیان دیگه همه ی ما نیاز به خودمختاری داریم.

اینکه افراد یادگیری و رشد سالم را تجربه کنند ،بستگی دارد به این نکته که آیا محیط از نیازهای روانشناختی آنها(خودمختاری،ارتباط و شایستگی)حمایت می کند یا اینکه آنها را ناکام می گذارد(ریو 2005)

رفتار زمانی از روی خودمختاری هست که خودمون بر اساس ترجیحات و تمایلاتمون تصمیم بگیریم که چه کاری رو انجام بدیم و چه کاری رو انجام ندیم.به بیان دیگه وقتی نیروهای بیرونی ما رو مجبور می کنن که به شیوه ی خاصی احساس،رفتار و فکر کنیم در چنین فضایی فرد خودمختار نیست.وقتی دیگران رفتار ما را تعیین می کنند خودمختار نیستیم(دسی،1980)

پس انسان خودمختار کسی است که میل دارد به جای اینکه رویدادهای محیط اعمال او را تعیین کنند،خودش حق انتخاب داشته باشد(دسی و رایان،1985)

بطور کلی سه ویژگی تجربه در کنار هم قرار می گیرن تا تجربه ی ذهنی خودمختار رو توصیف کنن:(خودمختاری سه بخش داره)

1-درک منبع علیت:

به آگاهی فرد از منبع علیتی اعمال با انگیزه اش اشاره دارد(هیدر،1985)

منبع علیت دوقطبیه یه قطبش منبع علیت بیرونیه و قطب دیگش منبع علیت درونیه.برای روشن شدن قضیه دو فرد رو در نظر بگیرین که دارن کتاب می خونن.اگر یکی از اونها کتاب خوندنش از روی علاقه باشه می گیم شخص بر اساس درک علیت درونیش کتاب می خونه(علاقه،ارزش)اما دیگری برای این کتاب می خونه که امتحانی رو در پیش رو داره. در چنین حالتی درک منبع علیتی فرد بیرونیه.

بعضی از پژوهشگران(دچارمز،1984-ریان و گرولینگ،1986) برای توصیف افرادی که درک علیت درونی و بیرونی دارن به ترتیب از عبارات مبتکران و آلت دستان استفاده می کنن.مبتکران افرادی هستن که رفتارهای خودشون رو خودشون پدید میارن.ولی آلت دستان مانند کارمندان مدام گوش به فرمان هستن یا مثل فرزندانی که از والدینشون دستور می گیرن که چطوری رفتار کنن به عبارتی این اشخاص توسط افرادی هدایت میشن که از نظرشون قدرتمندن.(عبارت مبتکران و آلت دستان در ذهنتون باشه.همچنین نسبی بودن واژه ی قدرتمند)

2-اراده

میل به انجام دادن کاری بدون احساس فشار است(دسی،رایان و ویلیامز،1995).

اراده به این مسئله بستگی داره که وقتی فرد می خواد کاری رو انجام بده(بازی کردن،مطالعه کردن،صحبت کردن)یا کاری رو نمی خواد انجام بده(سیگار نکشیدن،نخوردن،معذرت نخواستن)چقدر احساس آزادی یا اجبار می کنه.

اراده ی ما زمانی بالاست که کارها را بر اساس تائید خود(آنچه برای ما مهم است)انجام بدهیم.-من آزادانه دوست دارم این کار را انجام بدهم-(کاستنر و دسی1991)

اراده زمانی ضعیف میشه که محیط یا خودمون، خودمون رو مجبور کنیم تا کاری رو انجام بدیم.

درک انتخاب:

هرچه محیط برای انجام رفتاری خاص امکان تصمیم گیری بیشتری رو به ما بده و چندین فرصت یا گزینه رو برای انتخاب پیش روی ما قرار بده درک انتخابمون بیشتر می شه.وقتی محیط انعطاف ناپذیر باشه و ما رو به سمت رفتار های از پیش تعیین شده هدایت کنه و ما احساس التزام و جبر کنیم میزان درک انتخابمون کمتر میشه.

این مهمه که بدونید:

همه ی انتخاب ها یکسان نیستند و به خودمختاری کمک نمی کنند(ریو ،نیکس،هام،2003)

به عنوان مثال انتخاب بین گزینه ها که توسط دیگران پیشنهاد میشه نیاز به خودمختاری فرد رو در نظر نمی گیره.به عنوان مثال وقتی به فرزندتون بگید دوست داری ساسی مانکن گوش بدی یا شجریان!یا وقتی به همسرتون بگید دوست داری غذا قرمه سبزی درست کنم یا قیمه.

در مقابل زمانی که افراد بین اعمال خودشون حق انتخاب داشته باشن درک خودمختاری رو تجربه می کنن به عنوان مثال:اگر به فرزندتون بگید ((دوست داری موسیقی گوش بدی؟))یا به همسرتون بگید دوست داری نهار چی درست کنم؟

از خودمختاری خودتون،همسرتون و فرزندانتون حمایت کنید

متاسفانه در خانواده های ما به خودمختاریاین نیاز مهم روانشناختی (به زودی متوجه مشید چرا مهم)توجه چندانی نمیشه.در خانواده های ما کنترل گری وجود داره و افراد معمولا دامنه انتخاب رفتارهای همدیگه رو محدود و می کنن.در خانواده های ما کنترل گری بیشتر توسط آقایون و والدین انجام میشه.

اگر در خانواده ای افراد به نیاز روانشناختی هم به خودمختاری توجه کنند آن خانواده می شود خانواده ی حامی خودمختاری اما اگر در خانواده ای افراد به نیاز خودمختاری یکدیگر توجه نکنند آن خانواده خانواده ی کنترل گر نامیده می شود. (دسی و ریان،1987)

اما خانواده ی خودمختار چه ویژگی هایی داره:

در این خانواده ها افراد به همدیگه کمک می کنن تا خودشون هدفهاشون رو تعیین کنن رفتارهاشون رو خودشون هدایت کن و از روش های شخصی خودشون برای حل مسائل استفاده کنن.خانوده های حامی خودمختار ،انگیزش درونی،کنجکاوی و میل به چالش رو در افراد افزایش میده.

البته

محیط های حامی خودمختار آسان گیر،بی توجه و مسامحه کار نیستند(راسان،1993)(برای کسب اطلاعات بیشتر در این مورد ،پست فرزند پروری به روش نظریه ی انتخاب رو مطالعه بفرمائید.)

همه ی اعضای این خانواده ها(خانواده های حامی خودمختاری) سخت تلاش می کنن تا تمایلات و خواسته های همدیگه رو تشخیص بدن و از اونها حمایت کنن.

اما خانواده های کنترل کننده برعکس هستن:

اونها نیاز همدیگه به خودمختاری رو نادیده می گیرن و در عوض همدیگه رو تحت فشار میزارن تا از روش های فکر کردن،احساس کردن،یا رفتار کردن از پیش تعیین شده یا به صورت از بیرون تجویز شده پیروی کنن.این محیط ها بجای ارضای نیاز فرد به خودمختاری رفتار یکدیگر رو کنترل می کنن.در شیوه ی مدیریت خانواده به شکل کنترل کننده افرادبرای رفتار یکدیگر دستورالعمل هایی رو تعیین می کنن تا به همدیگه دیکته کنن که دوست دارن شخص مقابلشون چطوری فکر،احساس و یا رفتار کنه و بعد از اون از وسائل مختلفی استفاده می کنن تا یکدیگر رو مجبور بکنن که به دستور عمل های همدیگه توجه داشته باشن.به عنوان مثال استفاده از تنبیه و خشونت یا ایجاد احساس گناه در فرد(ابزار والدین در مقابل فرزندان)

وقتی بجای کنترل کردن رفتار دیگران از خودمختاری دیگران حمایت می کنیم به آنها فایده می رسانیم،زمانی که از خودمختاری آنها حمایت می شود،انگیزش درونی بیشتر،ادراک شایستگی،انگیزش تسلط،و هیجان های مثبت را تجربه می کنند و در ضمن یادگیری ،عملکرد،و پایداری بیشتری را نشان می دهند.(دسی و ریان،1987،گرولینگ و ریان،1987-پاتریک،اسکینر،و کانل،1993،ریو 2002-والراند،فورتیر،و گای 1997)

اگر دوست دارید محیط حامی خودمختار رو برای فرزندان یا همسرتون بوجود بیارین به چهار طریق زیر می تونید این کار رو انجام بدید:

حمایت از خودمختاری،منابع انگیزش درونی را پرورش می دهد:

به تمایلات و ترجیحات و قابلیت های اعضای خانوادتون اهمیت بدید .به عنوان مثال سعی کنید در تعیین اهدافتون، از توانمندیهای اعضای خانوادتون استفاده کنین یا فرزندانتون رو در تعیین هدفها دخالت بدید.به جای آموزش اطاعت کورکورانه به فرزندانتون تفکر نقادانه رو به اونها آموزش بدید و تا جایی که می تونید برای اعضای خانوادتون ضرب العجل یا تکلیف تعیین نکنید.

حمایت از خودمختاری،به زبان اطلاع رسانی متکی است:

ممکنه شما درخواستی رو از همسر و فرندانتون داشته باشید اما اونها در اجابت خواسته ی شما کوتاهی کنن. اگر شما حامی خودمختاری باشید در چنین مواقعی با بی علاقگی،عملکرد بد و رفتار نامناسب به عنوان مشکلات انگیزشی که باید حل بشن برخورد می کنی نه به عنوان هدف هایی برای انتقاد کردن یا تحقیر شخص مقابلتون.فرد حامی خودمختار بجای اینکه اطرافیانشون رو به انجام اعمالی که درش کوتاهی می کنن وادار و مجبور کنن با زبان اطلاع رسان و نرم به مسئله رسیدگی می کنن.به عنوان مثال فرد حامی خودمختار به فرزندش که دچار افت تحصیلی شده می گه:میانگین نمرات شما افت کرده،بنظرت علت افتی که در درسهات داشتی چی بوده؟

در مقابل این رفتار، رفتار فرد کنترل کننده وجود داره که در چنین مواقعی از سبک ارتباطی وادار کننده و خشک استفاده می کنه و مسائل رو یکجانبه حل میکنه و  راه حل ها رو دیکته می کنه و در حرف هاش از کلمات "باید"،"حتما" و "مجبورند" استفاده می کنه.مثلا(متاسفانه میانگین نمرات شما افت کرده باید برای رشد نمراتت بیشتر درس بخونی و تلاش کنی)یا(باید برای جلوگیری از افت نمراتت برنامه های ورزشیت رو تعطیل کنی و در کلاس های تقویتی شرکت کنی).

زبان اطلاع رسانی به دیگران کمک می کنه علت بی علاقگی،عملکرد بد،یا بدرفتاری رو تشخیص بدن و به اونها در مورد بهبودی و پیشرفت بازخورد می ده.(از اینکه می بینم برای رشد تحصیلی خودت، برنامه ریزی می کنی خوشحالم)و در عین حال از بازخورد انتقاد آمیز،قضاوتی و منفی خودداری می کنن.(برنامه ای که برای رشد تحصیلیت تدارک دیدی افتضاحه)

حمایت از خودمختاری،ارزش قائل شدن را تقویت می کند:

بعضی وقتها از فرزندان یا همسرتون می خواید کارهای رو انجام بدن که کسل آور هستن.مثل زمانی که از فرزندتون می خواید اتاقش رو تمیز کنه.

افرادی که از شیوه ی حامی خودمختار استفاده می کنن برای اینکه انگیزه ی اطرافیانشون رو برای انجام اعمال کسل کننده بالا ببرن ارزش ،معنی،فایده،یا اهمیت انجام دادن این رفتارها رو انتقال می دن.مثلا به فرزندشون می گن:چرا مسواک زدن،درس خوندن و احترام به حقوق دیگران عملی مهم و باارزشه.

در مقابل کنترل کننده ها وقتشون رو برای گفتن اهمیت انجام دادن کارها صرف نمی کنن به عنوان مثال می گن:حتما این کار رو انجام بده چون من بهت می گم.

علت متذکر شدن دلیل انجام یک کار اینه که احتمال بیشتری داره که فرد مقررات،محدودیت ها و قید و بندهای بیرونی رو درونی کنه و اونها رو داوطلبانه انجام بده.

وقتی فعالیتی کسل کننده درونی می شود افراد تلاش داوطلبانه ای برای انجام دادن آن به خرج می دهدند(ریو و همکاران،2002)

حمایت از خودمختاری عاطفه ی منفی را می پذیرد:

افرادی که حامی خودمختاری هستند به دقت به عاطفه های منفی اطرافیانشون توجه می کنن و حالت های بد هیجانی و معقول اطرافیانشون رو زمانی که اتفاق بدی برای اونها اتفاق میوفته یا ازشون خواسته شده کار ملال آوری رو انجام بدن قبول می کنن و به رسمیت میشناسن.افراد حامی خودمختار بعد از پذیرفتن حالت های منفی هیجانی اطرافیانشون برای حل کردن علت زیربنایی عاطفه ی منفی با فردی که چنین حالت هیجانی داره همکاری و بصورت مشترک مشکل یابی می کنن.

در مقابل افراد کنترل کننده حتی زمانی که خواسته ی نامعقولی از اطرافیانشون دارن و با این کار باعث ناراحتی اونها می شن حتی در این صورت هم ناراحتی شخص مقابلشون رو نمی پذیرن و با عاطفه ی منفی اونها مقابله می کنن.

در مجموع نوع تعامل افراد حامی خودمختاری با افراد کنترل کننده طبق تحقیقات به قراره زیر است:

آنچه که افراد حامی خودمختاری می گویند و انجام می دهند:

-به دقت گوش می کنند

-به دیگران فرصت صحبت کردن می دهند

-دلیل منطقی می آورند

-تلاش را ترغیب می کنند

-پیشرفت و مهارت را تحسین می کنند

-از دیگران می پرسند که چه کاری را دوست دارند انجام دهند

-به سئوال ها جواب می دهند

-به نقطه نظرات دیگران احترام می گذارند

آنچه افراد کنترل کننده می گویند و انجام می دهند:

- رهنمود می دهند،امر و نهی می کنند

-متوقع بنظر می رسند

-سئوال های کنترل کننده می پرسند

-اظهاراتی همچون "باید"،"حتما"،"مجبورید" را به کررات به زبان می آورند

-معتقد هستند که پاسخ های درست را می دانند

به اطرافیانشان برای حل کردن مسائل فرصت نمی دهند(پاسخ هایی را که فکر می کنند درست است بیان می کنند،برای حل کردن مشکلات یکجانبه عمل می کنند)

اگر از محیط خانواده ی خود را به سبک شیوه ی حامی خودمختاری مدیریت کنید،این عمل چه سودی برای شما دارد؟

 

فهرست زیر نتایج مثبتی رو نشون می ده که اگر افراد بجای کنترل کردن رفتار دیگران از خودمختاری اونها حمایت کنن بدست میارن.

نتایج مثبتی که در پاسخ به حمایت کردن از خودمختاری فرد عاید می شود به این علت است که حمایت از خودمختاری و روابط حامی خودمختاری در کل (خوراک روانشناختی) برای افراد تامین می کند که برای ارضا کردن نیازهای روانشناختی به آن محتاج اند(دسی،1995)

این تجربیات ارضای نیاز روانشناختی،استعداد های فطری انسان را برای رشد کردن نیرومند می سازند به طوریکه به رشد روانشناختی،انگیزش درونی،یادگیری معنی دار و رشد اجتماعی کمک می کنند(ریان و دسی 2000)

نتایج مثبتی که از شیوه ی حامی خودمختاری عاید می شود:

درک شایستگی بیشتر                          (ریان و گرولنیک،1986)

عزت نفس بالا تر                                   (دسی و همکاران 1981)

مشغولیت بیشتر                                   (ریو و همکاران،2002)

حالت های هیجانی مثبت                        (پاتریک اسکینر و کانل،1993)

ترجیح دادن چالش بهینه                          (بوگیانو،مین،کانز 1988)

لذت حاصل از چالش بهینه                       (هارتر،1978)

انعطاف پذیری بیشتر در تفکر                    (مک گراو و مک کالرز 1979

پردازش اطلاعات فعالتر                            (گرولینک و ریان 1987*)

خلاقیت بیشتر                                       (آمابیل 1985)

حفظ تغییر رفتاری                                  (ویلیامز و همکاران 1996)

ترک تحصیل کمتر                                  (هاردر و ریو 2003)

بهبودعملکرد                                        (مسیر اندیو 1996)

پیشرفت بیشتر                                    (فلنیک و همکاران 1992)

یک مثال:

پژوهشگران از دانش آموزان خواستند نقاشی کنند در حالی که آموزگاران بصورت حامی خودمختاری یا کنترل کننده رفتار می کردند.در هر دو موقعیت آموزگاران مقرراتی را وضع کردند که کودکان باید در مدت نقاشی کشیدن از آنها پیروی می کردند،از جمله اینکه رنگ ها را قاطی نکنند،قبل از اینکه به سراغ رنگ دیگری بروند قلم ها را تمیز کنند و فقط روی تکه کاغذ خاصی نقاشی کنند.(کالسترو و همکاران 1984).برخی از کودکان تحت شرایط کنترل کننده ای که آموزگار آنها ایجاد کرده بودند نقاشی کردند.این آموزگاران از زبان کنترل کننده و وادار کننده به کودکان گفتند که باید از مقررات تبعیت کنند.

کودکان دیگر تحت شرایط حامی خودمختاری نقاشی کردند.آموزگار آنها از زبان اطلاع رسان استفاده کرد که دلیل منطقی هر یک از مقررات را به کودکان متذکر می شد بطوری که کودکان توانستند بفهمند چرا مقررات مهم هستند و ارزش پیروی کردن دارند.

بعد از اینکه تمام کودکان نقاشی کردند،پژوهشگران کیفیت عملکرد آنها را ارزیابی نمودند و به نقاشی آنها  نمره دادند.

کودکانی که تحت شرایط حامی خودمختاری نقاشی کردند،از این کار بیشتر لذت بردند،انگیزش درونی بیشتری داشتند و اثر هنری به بار آوردند که خلاق،از لحاظ فنی خوب و از لحاظ کیفی عالی بود.آنچه این یافته نشان می دهد این است که چنانچه موقعیت اجتماعی از نیاز افراد به خودمختاری حمایت کند،نه اینکه آن را ناکام سازد،کیفیت انگیزش و عملکرد افراد بالا می رود.

 

***همونطوری که در ابتدای این پست عرض کردم برای اینکه از مطالعه ی این مقاله خسته نشید،مقاله رو در دو پست تهیه کردم.پست بعدی در باره ی این هست که بحث خودمختاری چه ربطی به نظریه ی انتخاب داره و بالعکس و این که این عوامل چطوری می تونن شما و اعضای خانوادتون رو در مقابل آسیب های اجتماعی بیمه کنن.