به باشگاه مجازی پرورش عضلات هیجانی خوش آمدید

به دانش روان را توانگر کنید .فردوسی

جواب به یک سئوال مهم!
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: این مطالب را جدی بگیرید

گلپونه در کامنتی که برای بنده نوشته سئوال بجا و مهمی رو مطرح کرده:

یه سوال
آیا من که احساس افسردگی نمیکنم هم باید این جدول رو تهیه کنم؟(می تونیم این سئوال رو به این شکل هم مطرح کنیم که فردی که در حال حاضر افسرده و مضطرب نیست هم باید تمرینات باشگاه مجازی رو انجام بده؟)

جواب رو در ادامه مطلب مطالعه بفرمائید.


 


 جدید ترین پست رویا رو خوندید؟(یک روایت از ترس).

رویا در این پست داستان مردی رو تعریف می کنه که اسمش رو در این پست گذاشته جرج.به نظرتون چرا جرج که در روابط عمومی فرد قوی بوده به یکباره از بودن در بعضی اجتماعات هراسون میشه و از خودش تصویر ضعیفی رو به نمایش می گذاره؟جالب اینه که از علت هراس خودش هم خبر نداره!چرا به یکباره فرد دچار این اختلالات هیجانی میشه؟

جواب:

بخشی از مغز ما وظیفش ثبت هیجاناتیه که به واسطه ی رویدادهای زندگی در ذهنمون ثبت می شه.هر چه اتفاق رویداده از نظر هیجانی شدید تر و توانایی ما در مدیریت اون رویداد ضعیف تر باشه مغز اون اتفاق رو بصورت قوی تری در خودش ثبت می کنه.

با توجه به این مسئله چون دوران کودکی دورانیست که در اون به شدت آسیب پذیر هستیم در نتیجه بیشتر خاطرات هیجانی تلخ ما در این دوره در ذهنمون ثبت میشه.تا اینجا این مسئله رو داشته باشین!

بخشی که هیجانات رو در خودش ذخیره می کنه همیشه فعاله و مدام شرایط کنونی فرد رو با گذشتش مقایسه می کنه.روش مقیاسش هم بر اساس تداعیه.این بخش از مغز خیلی شتاب زده عمل می کنه این بخش از مغز وقتی کوچکترین نشانه ای رو ثبت می کنه(در زمان حال) که با اتفاقی در گذشته وجهه مشترک داره(در مورد این آقا دیدن کودکش اون رو به گذشته و روابط بین خودش و والدینش برد)این دو موقعیت رو شبیه به هم در نظر می گیره و بر اساس اون حالت هیجانی گذشته رو فراخوانی می کنه در نتیجه فرد با اینکه بزرگ تر شده و آسیب پذیریش کمتر شده اما وقتی در موقعیتی قرار می گیره که گذشته رو براش تعاعی می کنه دچار ترس همون دوره ی کودکی می شه.

این بخش از مغز سراسیمه به مغز دستور می ده که به شرایط حاضر همونطوری جواب بده که در اون خاطره ثبت شده.(تمام این اتفاقات بصورت اتومات در بخش ناخودآگاه فرد اتفاق میوفته در نتیجه فرد از علت ترسش خبر نداره).

اما این اطلاعات چه ربطی به سئوال گلپونه داشت؟!

1-با توجه به اینکه این مشکلات هیجانی ممکنه روزی در من و شما سر باز کنه بهتره که پیش دستی کنیم و ابزارهای مهمی که می تونیم به کمک اونها این مشکل رو مدیریت کنیم داشته باشیم.(لزوم چندانی نداره افرادی مثل گلپونه از این ابزارها استفاده کنن ولی آگاهی از وجود این ابزارها و استفاده از اونها در شرایط خاص چیزی که همه ما بهش نیاز داریم)

2-ابزار معرفی شده و مطالبی که در این باشگاه مجازی مطرح میشه به غیر از افسردگی،اضطراب و خشم به حل مشکلاتی همچون:کمال طلبی،اعتیاد به موفقیت،مقابله با سرزنش خود و دیگران،افزایش انتقاد پذیری،اعتیاد به عشق(وابستگی عاطفی)و خودشیفتگی کمک می کنه.

٣-به این نکته ی مهم توجه داشته باشید کمتر پیدا میشه افرادی که هیچ باور یا خاطره ی ثبت شده ی بدی رو در خودشون نداشته باشن افکار منفی و تصاویر قدرتمندی که در خاطره دارید ممکن است هر لحظه در مواجه ی با یک رویداد بیرونی فعال بشن و شما رو افسرده،مضطرب و خشمگین کنن.

-این طبیعیه که افرادی همچون گلپونه که به ابزار قدرتمند تفکر نقادانه مجهز هستند کمتر از سایرین حالتهای بد هیجانی مخصوصا اضطراب و افسردگی رو تجربه می کنند.