به باشگاه مجازی پرورش عضلات هیجانی خوش آمدید

به دانش روان را توانگر کنید .فردوسی

علمی فکر کنید!
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: فلسفه وجودی باشگاه مجازی

-هر طور فکر کنید همانطور احساس می کنید.

-کارل پوپر فیلسوف اتریشی:

حقیقت در واقع یک امر موقت است، حتی وقتی شواهد خوبی- که کشفیات بعدی ممکن است آنها را باطل کنند-پشتوانه ی فرضیات باشد.

-هر چقدر علمی تر،عاقل تر و واقع بینانه تر فکر کنید کمتر مضطرب،افسرده و خشمگین می شوید.

-انسانها توانایی چشمگیری در بازسازی افکار خودمخرب و ناکارآمد خودشان دارند.

 


قبلا در پست آیا دیگران دوزخ هستند ؟ و همچنین این پست نظریه ی abc چه حرفی برای گفتن دارد گفته بودم که علارغم اونچه فکر می کنیم این دیگران نیستند که با رفتار شون ما رو ناراحت می کنن بلکه ما بر اساس باورها و قوانینی که خودمون اونها رو وضع کردیم و به اشتباه این قوانین رو جهانی می دونیم باعث ناراحتی خودمون می شیم.

با توجه به مطالبی که در پست های عنوان شده گفتم:

                          احساسات ما بر گرفته از باورهای ماست

و این خبر خوبیه! همینطوری که در پست رفتار کلی گفتم ما بر مولفه ی فکری خودمون کنترل داریم،به عبارتی ما کنترل زیادی بر روی هیجانات خودمون داریم.(هیجانات زائیده ی افکار ما هستند و البته باالعکس).درک این مطلب که:

 با تغییر طرز تفکرمون می تونیم خشم،افسردگی و اضطراب خودمون رو کنترل کنیم گام خیلی مهمیه تا در مسیر زندگی شاد و سالمتر قرار بگیریم.

هدف من در این باشگاه مجازی همینه!درک اینکه:

-باورهای نامعقول ما در ایجاد حالت های بد هیجانی(اضطراب،افسردگی و خشم)تاثیر غیر قابل انکاری دارن.البته بنده به همین مقدار بسنده نمی کنم و قراره تکنیک هایی رو با شما به اشتراک بگذارم که به کمک اونها بتونید کشف کنید کدوم باور نامعقول در یک موقعیت خاص شما رو مضطرب یا افسرده می کنه،چطور باید باورها تون رو ریشه یابی کنید،نا کارآمد ها رو تغییر بدید و بعضی از اونها رو به طور کلی حذف کنید و پس از اون باورهای کارآمد رو جایگذین و تقویت کنید.

اما برای شروع بهتره شما رو با مفید ترین سبک فکر کردن آشنا کنم.این سبک تفکر کارآمد نامش هست تفکر علمی.

این نوع تفکر چه ویژگی هایی داره؟

همه ی ما یک دانشمند مادرزاد هستیم.مثل گلپونه! گلپونه، خودش رو دانشمند بزرگ می دونه و البته تا حدودی هم حق داره به دلیل اینکه از مهارت تفکر نقادانه بر خورداره.اگر پستهایی که می نویسه رو با دقت بخونید به احتمال زیاد متوجه منظورم می شید.

برگردیم به موضوع اصلی یعنی تعیین مختصات علمی فکر کردن.

اول ببینیم علم چیه؟

علم پر شده از فرضیات و حدسیات. ما این حدسیات رو مورد نقد و آزمایش قرار می دیم تا از صحت و درستی اونها با خبر بشیم.در علم فرضیات رو حقیقت مطلق در نظر نمی گیریم ما اونها رو فقط حدس و فرضیه در نظر می گیریم، اونها رو مورد راستی آزمائی قرار می دیم اگر نادرست بودن اونها رو کنار می زاریم و دنبال فرضیه ی جدید می گردیم،اگر هم درست باشن اونها رو محتاطانه حفظ می کنیم و همیشه آماده ایم که اگه شواهدی به دستمون رسید که نادرستی و ناکارآمدی فرضیمون رو ثابت کرد فرضیه ی قبلی رو با فرضیه ی جدید عوض کنیم.

به این جریان می گن روش علمی!روش علمی نتایج خودش رو غیر قطعی می دونه.در عین حال جستجو برای فهم واقعیت همیشه ادامه داره.تفکر عملی با حقیقت مطلق میونه ی خوبی نداره.

تفکر علمی هم به همین شکل هست مدام باید به دنبال حقایق بگردیم تا ببینیم اونچه که در یک موقعیت به ذهنمون رسیده درست هست یا نه.همچنین همیشه باید برای تجدید نظر و تغییر مستمر آماده باشیم به دلیل اینکه ممکنه به اطلاعات جدید تری دسترسی پیدا بکنیم.

 به عنوان مثال وقتی فردی رفتار انجام داد که از نظر ما نادرسته به اولین افکاری که به ذهنمون میاد استناد نکنیم و موقعیت رو تحلیل کنیم،به دنبال اطلاعات جدید باشیم تا جایی که بتونیم موقعیت رو از دید طرف مقابلمون تحلیل کنیم.

علم انعطاف پذیر و آزاد اندیشانه به مسائل نگاه می کنه ما هم باید بدون سوءگیری و هیجانی شدن بی مورد که فقط کار رو خرابتر می کنه به مسئله نگاه کنیم بایدبه دنبال حقیقت باشیم نه به دنبال اثبات باورهامون در مورد یک مسئله.

آنچه که مهمه حقیقت،البته ما با توجه به محدودیت هایی که داریم قادر به تشخیص حقیقت مطلق نیستیم.

اگر می خوای به جنگ خشم،اضطراب و افسردگی بری روش علمی رو امتحان کن و ببین چقدر باورهای گذشتت یا واکنش هایی که در مقابل کنش های زندگی نشون می دی کودکانه و خام بودن.بله!این واقعیت داره:

 ما با تفکرات خام کودکانه ی پا به دوره ی به ظاهر بزرگسالی می زاریم.این آرزوهای کودکانه هیچ سودی برای ما ندارن جز اینکه ما رو به شدت خشمگین،افسرده و مضطرب کنن.

اصول دیگه ی روش علمی فکر کردن اینها هستن:

1-شاید واقعیت عینی،تردید ناپذیر یا شیء فی نفسه وجود داشته باشد ولی تنها راه دانستن آن برای ما، ادراک انسانی خطاپذیر،شخصی-اجتماعی،متفاوت و در حال تغییر است.ما قادر نیستیم با قاطعیت بگوییم این واقعیت چیست-هرچند غالبا سخت معتقدیم که می توانیم!

2- نظر ما در مورد درست و نادرست ،اخلاقی یا غیر اخلاقی،عمدتا سازه ی شخصی و اجتماعی است.پی بردن به حقایق دنیا تقریبا یک امر محال است و باورهای اخلاقی ساخته می شوند.

3-تقریبا تمام راه حل ها جای بحث دارند و هرگز مطلق نیستند.ما می توانیم در مورد اهداف و مقاصدی که بر می گزینیم،به اجماع برسیم ولی نمی توانیم در این مورد که کدام راه حل بهتر یا بدتر است به اجماع کامل و مطلق برسیم.

4-ما باید های انعطاف ناپذیر و مطلقی را که با آنها خودمان را افسرده می کنیم از خانواده و جامعه یاد می گیریم ولی گرایشات زیستی و تفکر خلاقانه ی خودمان هم در تعیین این باید ها دخیل هستند.

5-علم انعطاف پذیر و غیر جزمی است.علم نسبت به هر گونه ایده مطلق گرایانه یعنی ایده ای که تحت هر شرایطی و برای همیشه حقیقت داشته باشد شک دارد.علم با مطرح شدن اطلاعات جدید در مورد موضوعی،در نظریه هایش تجدید نظر می کند و آنها را تغییر می دهد.

به نفع شماست که:

                                        علمی فکر کنید!

                                           و

                     به فکر کردن خودتون فکر کنید