به باشگاه مجازی پرورش عضلات هیجانی خوش آمدید

به دانش روان را توانگر کنید .فردوسی

به چالش کشیدن باورهای یک دوست گرامی ! (نازی) بخش سوم
ساعت ٦:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: استفاده از تکنیکهای معرفی شده در عمل

قوی کسیه که نه برای خوشبختی منتظر کسی میشینه ، نه اجازه می ده کسی ناراحتش کنه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمائید

 


در این پست قصد دارم با کمک تکنیک تعریف واژه ها افکار نازی عزیز رو تحلیل کنم.

همونطوری که در پست مربوط به تکنیک تعریف واژه ها اومده هدف از انجام این تکنیک اینه که بدونیم فرد اتفاقات و رویدادهای زندگیش رو چطوری برای خودش معنا میکنه که باعث برهم خوردن تعادل هیجانیش میشه.همچنین استفاده از این تکنیک باعث میشه فرد رویداد اتفاق افتاده رو برای خودش دقیقتر معنا کنه  تا بتونه برای حل مسئله ی پیش روش راه حلی پیدا کنه.

این راه حل پیدا کردنه خیلی مهمه!

می خوام با کمک تکنیک تعریف واژه ها این باور مخرب نازی رو تحلیل کنم.

احساس میکنم جوونیم، امیدم ، احساسم را  از دست دادم.

معنا و تحلیل کردن اجزای مختلف این باور نازی عزیز رو به این شکل انجام می دم:

از دست دادن به معنای نداشتن چیزیه که فرد قبلا داشته ولی الان معتقده نداره.نکته ی مهم در اینجا اینه که هیچکدوم از مواردی که این باور بهش اشاره داره توسط اتفاقات و رویدادهای زندگی ما از بین نمی ره.

جوانی از گذشت زمان از کف می ره نه اتفاقات.امید هم که یک احساس هست و احساسات تحت تاثیر افکار هستند.بنابراین فرد می تونه به آینده دید مثبتی داشته باشه و بدین وسیله امید رو در خودش زنده کنه.اما کلمه مهم در این باور "احساس"هست.

نکته ای که نازی در اینجا باید بهش توجه داشته باشه اینه که احساسات برگرفته از افکار هستند همچنین هیچ حالت احساسی(چه شادی چه غم) در ما ماندگار و پایدار نیست.اگر نازی به گذشته نگاه کنه می بینه که در کنار غم هاش شادی رو هم تجربه کرده.ولی اصولا چنین افرادی(اونهائی که شکست عشقی خوردن) منظورشون از گفتن اینکه احساسشون رو از دست دادن اینه که خودشون رو تهی از عشق می بینن چون می بینن که مثل گذشته با شور و شوق نیستند.و چون اینطوری نیستن فکر می کنن جوونیشون رو از دست دادن!چرا اینجوری فکر می کنن؟ چون در ذهن همه ما جوونی در شور و شوق داشتن با جوونی معنا شده و پیوند خورده.

یادمه قبلا یکی از افرادی که شکست عشقی خورده بود وقتی با فرد جدیدی آشنا شده بود بهم گفت احساس می کنم دوباره جوون شدم!بنابراین بنظر میرسه اکثر افراد عاشق شدن و افزایش شور و شوقشون رو به جوونی نسبت میدن!

یا مثلا مرد مسنی که ازدواج می کنه معتقده دوباره جوون شده!!!

نتیجه گیری:

همونطوری که قبلا عرض کردم هدف از تحلیل یک باور توسط ابزار تعریف واژگان اینه که فرد رویداد اتفاق افتاده رو طوری برای خودش معنا کنه که بتونه راه حلی هم براش پیدا کنه.وقتی فرد معتقده :

احساس میکنم جوونیم، امیدم ، احساسم را  از دست دادم.

طبیعه که هیچ راه حلی به ذهنش برای حل مسئله نرسه.بنابراین نازی عزیز باید به این شکل باور خودمخربش رو تغییر بده و اون رو به چالش بکشه:

اونچکه من بر اثر این رویداد از دست دادم نه جونیم هست و نه امیدم.بلکه بخاطر اتفاق بدی که برام افتاده موقتا ناراحت و غمگینم و مثل گذشته شور و شوق داشتن برام سخته اما این به معنای از دادن جوونیم نیست.

بخش آبی رنگ بالا فلسفه تغییر باور نازی هست که باید قاطعانه با خودش تکرارش کنه.یادتون باشه تکرار طوطی وار باورهای جدید تاثیر زیادی در تغییر هیجانی فرد نداره و این کار باید با بیان فلسفه ی تغییر اون باور همراه باشه.اما باور جایگزین نازی این می تونه باشه:

من موقتا شور و شوق خودم رو از دست دادم.

این شد تعریف دقیق باور نازی از مسئله ی پیش روش.اگه بخاطر داشته باشید هدف دوم از استفاده ی از این ابزار اینه که اتفاق رو طوری تعریف کنیم که بتونیم راه حلی برای حل کردنش بیابیم.

حالا من از شما و نازی می پرسم راه حل پیشنهادی برای این مسئله چیه؟

 

دیگر باورهائی که نازی عزیز می تونه با کمک این تکنیک اونها رو به چالش بکشه اینهاست:

-احساس میکنم پودر شدم،

بعضی از دردها هست که انگار علاج نداره مثل خوره روحت را میخوره و نابودت میکنه، 

-نمیتونم تحمل کنم بره با یکی دیگه

 

*در پست بعدی (که در همین هفته می تونید مطالعش کنید) برخی از باورهای نازی رو با کمک تکنیک بررسی شواهد به چالش می کشم.