به باشگاه مجازی پرورش عضلات هیجانی خوش آمدید

به دانش روان را توانگر کنید .فردوسی

تکنیک تعریف واژه ها
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: ابزارهای مقابله ی با افسردگی ، اضطراب و خشم

برای اینکه بتونیم افکارمون رو بررسی کنیم ابتدا باید بدونید در باره چه چیزی داریم صحبت می کنیم.مثلا اگه باور فردی این باشه که خودش رو آدم شکست خورده ای می دونه بهتر بهش بگیم از نظر شما شکست چه معنائی داره؟شما برای تعریف شکست از چه کلمات و اصطلاحاتی استفاده می کنید؟

هدف از انجام این تکنیک:

ما در این تکنیک از فرد می خوایم معنای اصطلاحاتی که در باورهاش وجود داره رو برامون مشخص کنه و از این رهگذر با خطاهای موجود در تفکرش آشنا بشه.ما با کمک این تمرین می خوایم بدونیم فرد اتفاقات و رویدادهای زندگیش رو چطوری برای خودش معنا می کنه که باعث برهم خوردن تعادل هیجانیش میشه.زمانی از این تکنیک استفاده کنید که بعد از شناسائی باورهاتون متوجه میشید  بعضی از کلماتی که در باورهاتون هست خیلی فردی و خصوصی تعریف شدن یا خیلی گنگ و غامض هستن.(کلی و نا مفهوم).

اگر در باورتون کلماتی وجود داره که دقیقا مشخص نمی کنه چه اتفاقی براتون افتاده ، بهتره از این تکنیک استفاده کنید.همچنین اگر بار هیجانی و شدت کلماتی که در باورتون هست خیلی بالاست بهتره از این تکنیک استفاده کنید.

 لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمائید

 

 


به یاد داشته باشید که:

فلسفه ی باشگاه مجازی بر این اساسه که احساسات و عواطف ما بر گرفته از افکار ماست.

روش اجرای تکنیک:

فرض بفرمائید خانم مطلقه ای بعد از استفاده از ابزارهای شناسائی باورهای خودمخرب این باور رو شناسائی کرده:

من آدم شکست خورده ای هستم.

مشاور در اینجا تصمیم می گیره با استفاده از تکنیک کاربرد معانی این تفکر مراجع رو به چالش بکشه.

مشاور :شما معتقدی از وقتی همسرتون از شما جدا شده ، فکر می کنی آدم شکست خورده ای هستی.شما شکست رو چطوری معنا می کنی؟

مراجع:زندگی مشترکمون درست پیش نرفت.

مشاور:شما عقیده داری چون زندگی مشترکت به طلاق ختم شد پس آدم شکست خورده ای هستی؟

مراجع:اگر آدم موفقی بودم همسرم ترکم نمی کرد

مشاور:بنابراین اینطوری می تونیم نتیجه بگیریم که اگر فردی طلاق بگیره آدم شکست خورده ای هست.(درمانگر در اینجا سعی می کنه تعریف مراجع از شکست رو به دیگران تعمیم بده تا مراجع متوجه بشه تعریفش از شکست چقدر فردی ، و اشتباست).

مراجع :نه اینطور نیست!

مشاور:چرا اینطور نیست؟ بهتر نیست شکست رو طوری تعریف کنی که هم برای شما و هم برای دیگران قابل معنا باشه؟

شما می تونید از تکنیک کاربرد معانی به همین طریق برای به چالش کشیدن افکارتون استفاده کنید.اجرای این تکنیک روشهای مختلفی داره.

دکتر لی هی (2003) هنگام استفاده از این تکنیک از فرد می خواد کلمه متضاد با کلمه ی استفاده شده در باورش رو هم معنا کنه.دکتر لی هی  با اینکارش سعی می کنه توجه مراجع رو به بعد مثبت پیوستار جلب کنه.(مثلا فرد از کلمه شکست استفاده کرده ، مشاور از مراجع می خواد کلمه موفقیت رو معنا کنه)

مشاور:اگر موافق هستی به نقطه ی دیگر پیوستار نگاه کنیم.بیشتر مردم موفقیت رو چگونه تعریف می کنن؟

مراجع:ممکنه دیگران فردی که به بعضی از اهدافش در زندگی رسیده باشه رو موفق بدونن.

درمانگر:خوبه!طبق تعریف شما نتیجه می گیریم که افراد به درجات مختلف موفق هستن.ممکنه بعضی از افراد از برخی دیگر بیشتر یا کمتر موفق باشن.

مراجع:درسته.

درمانگر:اگر این فکر شامل حالتون بشه به این نتیجه می رسیم که شما به بعضی از اهدافتون در زندگی رسیدین.درسته؟(در اینجا اول درمانگر از مراجع می خواد از دیدگاه عموم کلمه رو معنی کنه و بعد از همون تعریف در شرح وضعیت مراجع استفاده می کنه.)

مراجع:بله.تحصیلات دانشگاهی دارم و شاغلم.

مشاور :می تونیم این رفتارهای موفق رو از آن شما بدونیم؟

مراجع:بله ، تا حدودی موفق بودم.

مشاور:متوجه تناقضی که در افکارتان هست شدید؟از یک طرف شما خودتون رو شکست خورده می دونید از طرفی معتقدید در زندگی موفقیت هائی داشتین.

مراجع:بله، جالبه.تا بحال به این تناقض توجه نکرده بودم.

برای استفاده بهتر از این تکنیک می تونید از فرم 1-2 استفاده کنید.روش استفادش هم در همونجا ذکر شده.

در هنگام استفاده از این تکنیک می تونید برای تعریف واژه ها از فرهنگ لغت استفاده کنید ، کلمه رو بصورت علمی و همگانی برای خودتون تعریف کنید طوری که در نزد همگان قابل پذیرش باشه.برای اینکه بدونید تمرین رو درست انجام دادین یا نه می تونید این سئوال رو از خودتون بپرسید:

آیا همه تعریف من رو از این واژه قبول می کنن؟آیا من با تعریف جدید می تونم باورم رو دقیقتر از گذشته توصیف کنم؟

 

سئوالاتی که ممکنه در هنگام انجام تمرین براتون پیش بیاد:

ممکنه فرد استفاده از این تکنیک رو یه جور بازی با کلمات بدونه و معتقد باشه استفاده از تعاریف جدید کمکی در بهبود وضعیت هیجانیش نمی کنه.

ببینید دوستان!

استفاده از این تکنیک باعث میشه باورهامون رو دقیق تر بازگو کنیم تا بتونیم از جوانب دیگری هم به مسئله نگاه کنیم.

نکته فوق العاده مهم:

متاسفانه استفاده از کلمات خیلی فردی ، غامض و مبهم باعث تشویش ذهن فرد میشه و فشار روانی شخص رو افزایش میده.

ویندی درایدن و مایکل نینان (2003) در این باره معتقدن:

استفاده از کلماتی همچون "شکست خورده ، "بی فایده"، "بی ارزش" یا "بد" برای توصیف یک فرد نه تنهاد دارای خطای شناختی هست(تعمیم مبالغه آمیز) بلکه می تونه خیلی خطرناک هم باشه.ممکنه فرد بواسطه استفاده از این کلمات مبهم و غیر دقیق و برچسب زنی ها حتی کارش به خودکشی بکشه.

بنابراین:

استفاده از این تکنیک باعث میشه فرد موقعیت خودش رو و مسئله ی پیش روش رو درست و دقیق تعریف کنه( من در امتحان رانندگی مردود شدم) و به دنبال راه حل بگرده(برای سومین بار تلاش کن)بجای اینکه کل شخصیت رو بر اساس اون اشتباه یا اتفاق رویداده در زندگیش زیر سئوال ببره(من آدم بی مصرف و دست و پا چلفی هستم که عرضه یک گواهینامه گرفتن هم نداره)این باور نه تنها فشار روانی فرد رو افزایش میده بلکه جلوی یادگیری از اشتباهاتش رو هم می گیره و شکوفائی و پیشرفت شخص رو محدود می کنه.

باورها حالات هیجانیمون رو شکل می دن.اگه فکر کنید شکست خورده اید افسرده میشید و اگر فکر کنید در امتحان رانندگی شکست خوردید-فقط اندکی ناراحت میشید-برای دوباره شرکت کردن اقدام می کنید.

باور شکست خورده افسردگی و باور شکست در یک رفتار خاص عملگرائی رو برای شما به ارمغان میاره.

    انتخاب با خود شماست،لطفا مسئولیت پذیر باشید!