به باشگاه مجازی پرورش عضلات هیجانی خوش آمدید

به دانش روان را توانگر کنید .فردوسی

خودت رو سبک کن!
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: داستان های پند آموز

 

در این پست می خوام یه داستان براتون تعریف کنم.داستانی که مثلش رو در آثار نویسندگانی همچون مریم جهان بین هم نمی تونید پیدا کنید چه برسه به افرادی همچون کوئلیو یا مارکز!

 

مونتنی فیلسوف ایتالیایی میگه:
اگر انسان حکیم بود ، ارزش واقعی هر چیزی را با سودمندی و مناسبت آن برای زندگی اش می سنجید.

 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمائید:

 


 مردی در حال طی کردن جاده ی بی پایانی بود. بار خیلی زیادی هم به خودش بسته بود.

یه کیسه ی شنی به پشتش ، مشک آب به کمرش ، پاره سنگی به دست راستش ، قلوه سنگی به دست چپش ، طناب کهنه ای که طوق سنگی ازش آویزون بود به گردنش ، غل زنجیر زنگ زده ای که وزنه های آهنی بهش وصل بود رو به پاهاش وصل کرده بود و روی زمین می کشید.یه کدوی بزرگ هم گذاشته بود روی سرش!
به سختی راه می رفت و زار زار گریه می کرد و از بخت شوم و سنگینی بار طاقت فرسای خودش می نالید.
توی راه کشاورزی دیدش .
کشاورز بهش گفت:
با این گرمای سوزان و عرق ریزان و این خستگی ،این سنگها چیه که بدست گرفتی؟
مرد مات و مبهوت شد!
به دستاش نگاه کرد و گفت:
اینها سنگ ترازو بودن که وقتی چیزی رو می خواستم بفروشم با اونها وزنشون می کردم.
کشاورز گفت:
تو که الان چیزی برای فروش نداری و قصد داری این بیابون رو طی کنی پس این سنگهای سنگین جز خستگی و مشقت فایده ای برات ندارن.
مرد آهی کشید و گفت:
راست میگی!من اصلا متوجه نبودم.بعد سنگها رو انداخت و سبک تر شد.
بعد از اینکه مسافت طولانی رو با مشقت طی کرد مسافری دیدش.
مسافر بهش گفت:
چرا خودت رو با حمل اون کدوی گندیده و این زنجیر و وزنه خسته می کنی؟اگر کدو رو برای توشه راه ورداشتی ، الان که گندیده و پوسیده شده!پس چرا مکافات حملش روبر خودت تحمیل می کنی؟!.
مرد فکر کرد و گفت از تذکرت ممنونم.هیچ ملتفت نبودم که چی دارم به سر خودم میارم.بعد زنجیر رو از پاش در آورد و کدو رو هم بیرون انداخت و سبک تر شد.
ولی بازم از طی کردن مسافت طولانی احساس خستگی می کرد.
رهنوردی دیگری دیدش و گفت:
مرد حسابی!چرا داری در جاده ای که پر از شن  هست کیسه ی شنی حمل می کنی و مثل مسافران کویر لوت آب با خودت می بری.در حالی که در طول این مسیر قناتهای مملو از آب گوارا وجود داره .
مرد بعد از شنیدن این حرف ها سر مشک رو باز کرد و آب شور اون رو روی زمین ریخت.بعد کیسه شن رو سوراخ کرد و ایستاده در به تماشای غروب خورشید فرو رفت.
در نور آخرین شعاع خورشید ، نگاهی به خودش انداخت و دید که هنوز طوق از گردنش آویزون هست.بعد متوجه شد که از سنگینی طوق خمیده راه می رفته.
وبعد طوق رو هم از گردنش بیرون کرد.و با قوتی هر چه بیشتر پرتابش کرد.
سرانجام از بار سنگین و طاقت فرسای چیزهایی که از گذشته به دور خودش جمع کرده بود ، خودش رو رها کرد.

هنگام غروب با فراغ بال در جاده خنک به راه افتادتا از مناظر و چشم اندازها ی زیبای مسیرش لذت ببره و منزلی برای استراحت پیدا کنه.
 
پایان داستان!
بیدار شید داستان تموم شد!من دارم براتون داستان پندآموز تعریف می کنم شما خوابیدید؟!مملکته که داریم!!!
از شوخی که بگذریم می رسیم به جد!
ببینید دوستان! ما در باشگاه مجازی به بخش تمرینات عملی رسیدیم.اگر کسی قصد داره بدون مصرف دارو با اضطراب و افسردگیش مقابله کنه لازمه که این تمرینات رو با جدیت انجام بده.
این تمرین عملی با یک داستان شروع شد.در ذهن خودتون کاوش کنید و کاشف به عمل بیارید که چه بارهای اضافی رو از ذهن و روان خودتون آویزون کردین.
ببینید در طول روز و یا هفته بیشتر به چه عواملی شما را مضطرب و افسرده می کنه؟چه باوری ؟ چه رویدادی ؟ چه خاطره ای؟
همه اینها رویدادهای فعال کننده ی باورهای مخربتون هستن.ببینید چه پرونده های نا تمامی رو مدام دارید در ذهنتون کهنه و تازه می کنید؟
به عنوان مثال:
رابطه زناشوئی ناسالم رو بهتره که ترک کنیم اما مشکلات هیجانی ما فقط با طلاق حل نمیشه.ما باید با خاطرات بد گذشته و باورهای مخربی که بعد از جدائی سراغمون میان و آزارمون میدن مقابله کنیم.
اگر با همکار ، همسر ، خانواده ی همسر مشکلی دارین بهتره که این مشکلات رو حلشون کنید تا پرونده های ذهنتون سبک تر بشه انجام این کار باعث میشه راحت تر بتونید به مسیر زندگیتون ادامه بدید و از زندگیتون لذت ببرید.
 
کوروش کبیر می فرماید:
 
هیچ به فردا میاندیش ، فردا اندیشه ی خود را دارد ، رنج هر روز برای همان روز کافیست.
 
 
وقتشه که پرونده های اتفاقات بد گذشته رو ببندید تا بتونید با فراغ بال از زندگی که دارید لذت ببرید.
 
برای انجام این مهم به تمرین نیاز دارید و برای انجام تمرینات به ابزار!
 
از آدرس زیر ابزارهای قدرتمندی که مربوط به تکنیک های شناخت درمانی هستند رو دانلود کنید.
 
http://uploadkon.ir/?file=FORM.rar

 


حجم این ابزارها تقریبا 32 مگا بایت هست.اشکالی قبلا جهت دانلود این ابزارها وجود داشت که بر طرف شد.
این فرمها بصورت زیپ شده هست.وقتی عمل دانلود رو انجام دادین باید فرمها رو از حالت زیپ در بیارین.
برای انجام این کار نرم افزار WIN RAR  رو از اینترنت دانلود کنید.این نرم افزار حجم زیادی نداره.
از هفته دیگه (پست بعدی) اقدامات عملی رو جهت مقابله با افسردگی ، اضطراب ، بد بینی نگرانی و ..... انجام میدیم.

 

                              سحر نزدیک است!