به باشگاه مجازی پرورش عضلات هیجانی خوش آمدید

به دانش روان را توانگر کنید .فردوسی

در باب عظمت دین اسلام
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: آموزه ها و ارزش های دین اسلام

در این پست می خوانید:

-مقابله با خشونت کلامی با کمک سه حدیث

-مذهب بهتر است یا ثروت؟!

-نقش مذهب در کنترل فشار روانی و احساس خوشبختی و شادی

 

*تقدیم به پیامبر اعظم (ص).پیامبری که فرمود:

                         من برای ترویج مکارم اخلاق مبعوث شدم.

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمائید


یه وقت فکر نکنید هدفم از نوشتن این پست اینه که مخاطبم رو به دین اسلام دعوت کنم!

فقط می خوام با ارائه آمار علمی و بعضی از مطالب منطقی به مخاطبم بگم که دین اسلام چقدر بزرگ و پیشرفته هست.

در پیشرفته بودن دین اسلام همین قدر خدمتتون عرض کنم که کسی قادر به درک آموزه های روانشناسی دین اسلام با کمک علم دوره فروید نیست!بلکه باید خودتون رو به علومجدیدتری مجهز کنید.

-دین اسلام توسط شخصیت های بزرگ سرزمین پارس مطالعه میشده.

 

گفته میشه که حافظ ، حافظ قرآن بوده و قرآن رو مطالعه می کرده.وقتی حافظ میگه:

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

می تونیم ادعا کنیم که فردی همچون حافظ برای سرودن شعرهای خودش آموزه های دین اسلام رو هم مطالعه کرده.

حتی بعضی از شعرای ما در وصف بزرگان دین اسلام شعرهائی رو سرودن:

سعدی:

درود ملک بر روان تو باد                              بر اصحاب و بر پیروان تو باد 

خدایا به حق بنی فاطمه                            که بر قول ایمان کنم خاتمه

اگر دعوتم رد کنی ور قبول                          من و دست دامان آل رسول

 

*سعدی شخصیتیه که بعضی از فلاسفه غربی آثارش رو مطالعه می کردن.شوپنهاور فیلسوف آلمانی یکی از اینهاست.که خود آثار شوپنهاور بر روی فلاسفه دیگری هم اثرات ژرف و عمیقی گذاشته.یکی از این فلاسفه نیچه هست.می خواید بگم باز آثار نیچه روی چه کسانی تاثیر گذاشته؟!چشمک                                                                                             

بعضی از شعرای بزرگ ما سرودهاشون کاملا بر گرفته از آموزه های ائمه دین اسلام هست:

حضرت محمد (ص) می فرمایند:

هر کس پیوسته دری را بکوبد ، سرانجام وارد می شود.

مولوی:

گفت پیغمبر چون کوبی دری            عاقبت زان در برون آید سری

حضرت محمد (ص):

جوانی شاخه ای از دیوانگی هست

نظامی:

گر چه جوانی همه فرزانگی است             هم ز یکی شعبه ز دیوانگی است.

اما علی (ع):

هر که صبر ندارد ایمان ندارد

مولوی:

گفت پیغمبر خداش ایمان نداد    هر که را نبود صبوری در نهاد

مثال های این چنینی خیلی زیاد هستن جهت جلوگیری از طولانی شدن این پست به ذکر همین موارد اکتفا می کنم.

حالا بریم به دین از زاویه دیگری نگاه کنیم.

-دین اسلام دین به روز و پیشرفته ای هست:

مسیحی ها میگن حضرت عیسی فرموده:

اگر فردی به شما سیلی زد طرف دیگه صورتتون رو بیادرید.

حضرت محمد (ص) می فرمایند:

مومن حق ندارد عزت خودش را به خطر بیاندازد.

بنابراین در اسلام آماده کردن طرف دیگر صورت برای فرد متجاور جایز نیست.بطوری که حضرت محمد (ص) می فرمایند حق این کار رو نداریم.

با توجه به مطالب گفته شده این متن رو مطالعه بفرمائید:

...دشوار هست  که قبول کنیم خود ما در حین تسلیم شدن ، به باجگیر یاد می دهیم چگونه از ما باجگیری عاطفی کند.اما واقعیت تلخ این است که سازش ما ، پاداشی است که باجگیر دریافت می کند و هر زمان که ما این پاداش را در قبال عمل خاصی به کسی می بخشیم به روشنی به آنها می فهمانیم که می توانند باز هم چنین عملی را تکرار کنند.(دکتر سوزان فوروارد-باجگیری عاطفی-1997)

به نظر شما گفته های خانم دکتر سوزان به آموزه های پیامبر اعظم (ص) نزدیکتر هست یا آموزه های حضرت مسیح؟

بماند که آموزه پیامبر اعظم در 1400 سال پیش مطرح شده و آموزه های خانم سوان در سال 1997!!!

بنابراین دین اسلام دین پیشرفته ای است. باز هم چند مثال دیگه خدمتتون عرض می کنم:

امام صادق (ع):

هیچ مردی تکبر یا گردنفرازی نکرده مگر به سبب احساس حقارتی که در خود یافت.

حالا این متن رو مطالعه بفرمائید:

جفری یانگ(بنیانگذار طرحواره درمانی):

بیمارانی که طرحواره نقص/شرم دارند ، احساس می کنند افرادی ناقص ، بد ، حقیر یا بی ارزشند و اگر خود را در معرض نگاه دیگران قرار دهند ، بدون شک طرد می شوند.این طرحواره معمولا با احساس شرم نسبت به نقایص ادراک شده همراه است.

این افراد با نشان دادن رفتارهائی که حاکی از خودشیفتگی هست سعی می کنند در مقابل این افکار خود رفتار اجتنابی -جبران افراطی را انتخاب کنند.تا با احساس محرومیت هیجانی و نقص خود مقابله کنند. 

(جفری یانگ کلوسگو و ویشار-طرحواره درمانی-2002)

اگه بخوام مثال های دیگری بزنم این پست خیلی طولانی میشه خیلی سریع و مختصر به چند مسئله دیگه اشاره می کنم:

نظریه پردازانی همچون  دکتر گلسر ( نظریه انتخاب) دکتر الیس (نظریه رفتار درمانی عقلانی هیجانی) و پروفسور بک (نظریه شناخت درمانی) در نظریه های خودشون به کررات از نقش باور ها و شناخت ما در تعیین نوع حالات هیجانیمون سخن گفتن.

در صورتی که پیامبر اسلام و دیگر ائمه در 1400 سال پیش به این نکات اشاره داشتند.

بنابراین این طبیعی هست که جامعه روشنفکر ما تا بحال نتونسته با کمک نظریات افرادی همچون فروید دین رو درک کنه و نسبت بهش به معرفت برسه.

ائمه دین اسلام نه تنها در اون زمان به نقش شناخت در تعیین حالات هیجانیشون اشاره کردن بلکه در بعضی از مواقع تکنیک هائی رو به افراد جهت مقابله با باورهای منفیشون هم اراه دادن.

حدیث ارزشمندی که امام علی (ع) فرمودند و بنده اون رو در بخش هدر باشگاه مجازی نوشتم یکی از همین موارد هست.اینکه در 1400 سال قبل ائمه از پیروانشون می خواستن برای حل مشکلاتشون به درون خودشون هم توجه داشته باشن مسئله کوچکی نیست.

پیامبر اعظم (ص)هم می فرمایند:

انسان جز از خودش بدی نمی بیند.

این حدیث هم در همین راستا هست.و همچنین در مورد روانشناسی باجگیری عاطفی خیلی کاربرد داره.

شما با درک سه حدیث میتونید خشونت خانگی رو از زندگیتون بندازید بیرون:

دو حدیث رو که خدمتتون عرض کردم بعلاوه این حدیث ارزشمند امام علی (ع):

اگر مدارا باعث افزایش خشونت بشود انتخاب خشونت عین مداراست.

این سه حدیث رو روی کاغذ کنار هم بنویسید.و عمیقا بهشون فکر کنید.بعدا در مورد این احادیث و اینکه چیکار میشه کرد به تفصیل باهاتون صحبت می کنم.

در مورد تکنیک های شناخت درمانی که در دین اسلام اومده به وقتش مطالبی رو خدمتتون عرض می کنم.

شاید باورتون نشه که قوی ترین تکنین برطرف کردن نگرانی رو امام علی (ع) در 1400 سال پیش به بشر معرفی کردند.علم روانشناسی در سال 2003 این کار رو داره انجام میده!(رابرت لی هی تکنیک های شناخت درمانی).

یه نظریه جدیدی داره مطرح میشه به اسم فرا شناخت.که توسط ولز داره گسترش پیدا می کنه.ولز(2010).

می دونید اگر این نظریه وقتی گسترش پیدا کنه بشر چقدر به اهمیت نماز پی می بره؟ابزاری که  افرادی همچون دکتر ولز ممکنه ازش خبر نداشته باشن؟!

بنابراین آموزه های دین اسلام هنوز هم جلو تر از علم روانشناسی الان بشر هست.

فعلا بریم از یک زاویه دیگری به دین نگاه کنیم!

-نقش دین در کنترل فشار روانی و احساس خوشبختی:

مطالبی رو که مطالعه می فرمائید مربوط هست به کتاب کنترل فشار روانی اثر دکتر جرالد گرینبرگ(2002)

...اگر چه مذهب و معنویت هر دو به عوامل گوناگون سلامت -مثل فشار خون- مربوط هستند ، محققان از مذهب و معنویت به عنوان راهکارهایی برای بهبود سلامت و تسکین فشار روانی استفاده کرده اند.

...کاملا واضح است که وابستگی های مذهبی و معنوی بر سلامت تاثیر می گذارند.

از موضوع کنترل فشار روانی که بگذریم به موضوع شادمانی و احساس خوشبختی می رسیم:

پروفسور مارتین سلیگمن (بنیانگذار روانشناسی مثبت نگر) در کتاب خودش با عنوان شادمانی درونی میگه:

پس از ملامت های فروید ،علوم اجتماعی به مدت نیم قرن با تردید به مذهب می نگریست.مباحث آکادمیک در مورد ایمان  از آن به عنوان عامل ایجاد احساس گناه ، سرکوب امیال جنسی،تعصب،ضدیت با روشنفکری و اقتدارگرائی یاد می کردند.اما در حدود بیست سال قبل ، داده ها ی مربوط به تاثیر روانشناختی مثبت ایمان ، به تدریج نیروی مخالفی را پدید آورد.آمریکائیهای مذهبی به وضوح از لحاظ سوء مصرف دارو ، ارتکاب جرم ، طلاق، و خودکشی در سطح پائین تری قرار دارند.مادران دارای فرزندان معلول بهتر با افسردگی مقابله می کنند و افراد مذهبی بهتر با طلاق ، بیکاری ، بیماری و مرگ کنار می آیند.

همچنین داده های حاصل از بررسی ها پیوسته نشان از آن می دهد که افراد مذهبی در مقایسه با افراد غیر مذهبی تا حدودی شادتر بوده و رضایت از زندگی بالاتری دارند.

...مذاهب امید به آینده را القا کرده و در زندگی معنا ایجاد می کنند.

پروفسور سلیگمن در مورد عوامل بیرونی که باعث افزایش شادی ما میشه این نکات رو به ما گوش زد می کنه:

اگر شما قصد دارید که سطح شادی خود را با تغییر شرایط بیرونی زندگی تان به نحو پایداری بالا ببرید باید:

1-ازدواج کنید(تاثیری مستحکم ، اما شاد نه تاثیر علی)

2-از دویدادهای منفی و از هیجان منفی اجتناب کنید(فقط تاثیری متوسط)

3-یک شبکه اجتماعی نیرومند تشکیل بدهد(تاثیری مستحکم اما شاید نا تاثیر علی)

4-مذهبی باشید(تاثیر متوسط)

مذهبی بودن هیچ استثنا و شرطی نداره.ممکنه شما بگید متوسط که چیزی نیست.اما این رو بدونید که پروفسور سلیگمن در همین بخش از گفته هاش می گه:

..اما تا جائی که به شادی و رضایت از زندگی مربوط می شود ، لزومی ندارد برای موارد زیر خود را به زحمت بیاندازید:

-پول (افراد مادی گرا از شادی کمتری برخوردارند)

-سلامت جسمی(سلامت ذهنی و نه سلامت عینی موثر است)

-ادامه تحصیل دادن تا ته خط!(بی تاثیر)

1-پول(افراد مادی گرا از شادی کمتری برخوردارند)

2-سلامت جسمی(سلامت ذهنی و نه سلامت عینی مویر است)

3-تا جائی که ممکن هست ادامه تحصیل دادند.(بی تاثیر)