به باشگاه مجازی پرورش عضلات هیجانی خوش آمدید

به دانش روان را توانگر کنید .فردوسی

دنیا دیدن ، به از دنیا خوردن
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

از دنیای مجازی به شما دوستان حقیقی خودم عرض سلام دارم.
مسافرت ما با تمام خوبی ها و بدیهاش به پایان رسید.یکی از بدی های مسافرت ما، تموم شدنش بود!

ما از شهر غم(مشهد) به شهر شادی و زندگی(رشت)مسافرت کردیم.سفری خوبی بود.نکته جالب اینه که همونقدری که مشهد و رشت از نظر نوع آب و هوا در دو سر یک پیوستار قرار دارن فرهنگ مردم این دو شهر هم به همین صورت هست.در ابتدای همین پاراگراف به یکی از تفاوتهای فرهنگی این دو شهر که کاملا در دو نقطه مقابل هم هستن اشاره کردم.

البته بنده بیشتر از اونی که پیشتر گفته شد نمی تونم به این تفاوتها اشاره کنم چون دوست ندارم یه روز ببینم باشگاه مجازی نیست!

ما به بابلسر و فومن و البته به قلعه رودخان رفتیم که اگر عکس هاش به دستم رسید اونها رو با شما دوستان عزیزم به اشتراک می گذارم.نوشتن سفرنامه هم باشه برای همون روز.

اجازه بدید یه اعتراف کنم!
وقتی وبلاگ نویسی رو شروع کردم هیچ وقت فکرش رو نمی کردم اینقدر به آدمهائی که به واسطه وبلاگ نویسی باهاشون آشنا میشم خو بگیرم.پس اگر به شما نگم که دلم براتون تنگ شده بود باهاتون صادقانه صحبت نکردم و تمام واقعیت رو بهتون نگفتم.احساس می کنم که تمام شما جزئی از خانواده خودم هستید.

در پست بعدی از عشق و فقدان براتون می نویسم.از عشق کمتر و از فقدان بیشتر.پیام من در این پست-که به زودی در باشگاه مجازی قرارش می دم- به افرادی که فقدان رو تجربه کردن این هست:

                               بیایید اشکهایمان را به بصیرت تبدیل کنیم

نگاهی علمی و فلسفی به یک پدیده کاملا غیرمنطقی ، غم فقدان.