به باشگاه مجازی پرورش عضلات هیجانی خوش آمدید

به دانش روان را توانگر کنید .فردوسی

مشکلات احتمالی که ممکنه در هنگام انجام تمرینات با اونها مواجه بشید
ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: این مطالب را جدی بگیرید ، ابزارهای مقابله ی با افسردگی ، اضطراب و خشم

مشکلات شایعی هست که افراد در هنگام استفاده از تکنیک ها ممکنه با اونها مواجه بشن.در این پست با تکنیکهائی آشنا میشید که می تونه در چنین مواقعی بهتون کمک کنه.

 

 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمائید

 


1-ناتوانی از تفاوت گذاشتن بین احساس و فکر

در بعضی از مواقع افراد احساسشون رو با افکارشون اشتباه می گیرن.

در اینجا مثالی می زنم که در این مثال فرد بجای فکرخودآیندش احساسش رو می نویسه.

من از رفتار همسرم به شدت خشمگین شدم.من خشمگین شدم چون فکر می کنم:

عصبی ام.

این درسته که فرد باید هنگام استفاده از این تکنین احساسش رو بنویسه(خشمگین شدن)اما در جواب باید به افکار خودآیندش اشاره کنه.در اینجا عصبی بودن مثل خشمگین شدن یک هیجان هست نه فکر خودآیند.

اگر برای توصیف روحیات خودتون بیش از یک کلمه استفاده کردید بدونید که در حال توصیف یک فکر هستین.

مثلا:

من احساس می کنم هیچ وقت نمی تونم این مسئله رو حل کنم.

در حالی که افراد احساسات خودشون رو در قالب یک کلمه می نویسن.

مثال:مضطربم،احساس شرم دارم و .....

 

2-واقعیت دانستن افکار خود

در بعضی از مواقع ممکنه فرد تمرینات خودش رو نیمه کاره رها کنه چون معتقد هست افکارش عین واقعیت هستن.

افرادی که این مشکل رو دارن خدمتشون عرض کنم که من نمی خوام این برداشت رو در ذهن شما ایجاد کنم که افکار شما کاملا غلط و غیر واقعی هستن.در بعضی از مواقع افکار شما نه تنها منفی و غیر واقعی نیست بلکه کاملا هم حقیقی هست ولی در بعضی از مواقع افکارتون ممکنه با واقعیت در تضاد باشه.به عبارتی در بعضی از مواقع ممکنه درست فکر کنیم اما در بعضی از مواقع نه.یا بممکنه بعضی از افکارمون نسبت به یک رویداد درست باشه اما برخی از افکارمون نسبت به همون رویداد منفی و اشتباه.

بنابراین:

بهتر نیست بر اساس این قاعده کلی برای به محک گذاشتن افکارتون در برابر واقعیت ها اونها رو راستی آزمائی کنیم؟به عبارتی افکارتون رو فرضیه در نظر بگیرید؟

لطفا به این سئوال جواب بدید:

با راستی آزمائی افکارتون چه چیزی رو از دست می دید؟

 

3-قطع تمرینات در هنگام تجربه احساسات خوب.

در بعضی از مواقع ممکنه شخص خلق منفیش مثبت بشه و از ادامه تمرینات صرفنظر کنه با این بینش که حالش خوب شده.

نکته مهمی که باید این افراد بهش توجه داشته باشن اینه که حتی وقتی افراد حالت خلقی مثبتی دارن از یادداشت افکار خودآیندشون اطلاعات ارزشمندی رو بدست میارن.مثلا انجام چه رفتارهائی باعث شده افکار خودآیند فرد مثبت بشه و حالت خلقیش تغییر کنه؟.این نشون می ده افکر خودآیند قبلی فرد غیر واقعی بوده.

بارها برای من پیش اومده که به افراد تمرینات رو ارائه دادم حالت هیجانی منفیشون مثبت شده و دیگه تمرینات رو ادامه ندادن.چند روز بعد گزارش دادن که خلقشون دوباره منفی شده!

 

4-نوشتن افکار بصورت سئوالی

در بعضی از مواقع ممکنه افراد افکارشون رو بصورت سئوالی یادداشت کنن.

مثلا:

مشاور:شما معتقدید مشاجره و بحث با همسرتون باعث میشه چند روز رو با اضطراب سپری کنید.شما بعد از مشاجره با همسرتون مضطرب میشید چون فکر می کنید....

مراجع:اگر ترکم کنه چی؟

(در چنین مواقعی برای اینکه فرد به افکار خودآیندش دسترسی پیدا کنه می تونه به سئوالات جواب بده.)

مشاور:این سئوال شما جواب هم داره؟

مراجع:بله،اگر ترکم کنه بدبخت میشم.(فکر خودآیند مراجع شناسائی شد)

 

5-ذکر افکار خودآیند بصورت تصویری

بعضی از افراد بجای ثبت افکارشون خیلی راحت می تونن افکار خودآیندشون رو بصورت تصویر بیان کنن.در چنین مواقعی فرد باید معنائی که این تصویر براش داره رو ذکر کنه.

مثال:

مراجع:مطمئن نیستم که در اون لحظه به چه چیزی داشتم فکر می کردم،ولی می تونم خودم رو تصور کنم که وقتی با افراد باهوش مشغول صحبت کردنم،مرتب کوچک و کوچک تر میشم.

مشاور:معنای این تصویر که مدام کوچک تر و کوچکتر میشید چیه؟

مراجع:نظرات من خیلی اهمیت و ارزش نداره.من مثل اونها باهوش نیستم.

 

6-ارزیابی واقع بیانه از یک مسئله بجای ثبت افکار خودآیند.

مشاور:اگر نتونید در آزمون شغلیتون قبول بشید بدترین اتفاقی که ممکنه براتون بیفته چیه؟

مراجع:اگر نتونم این کار رو بدست بیارم،بیست و یکمین کاری هست که دارم از دست می دم.

یا

مراجع:من اضطراب دارم چون ممکنه اون کار رو نتونم بدست بیارم.

در این دو مثال می بینید که هر دو مراجع نه فکر منفی رو گزارش دادن و نه فکری که در اون تحریف شناختی باشه فقط یک رویداد رو بصورت واقع بینانه توصیف کردن.بله!ممکنه این دو مراجع اون کار رو بدست بیارن یا نیارن.اونچکه این افراد رو ناراحت و مضطرب می کنه معنائی هست که به این رویدادها می دن.

در چنین مواقعی فرد باید معنائی که به این رویداد می ده رو ذکر کنه.

مشاور:بدست نیاوردن اون کار چه معنائی براتون داره؟

یا:

مشاور:فرض کنید اون کار رو بدست نیارید بعدش چی میشه؟

مراجع:دیگه نمی تونم شغلی رو بدست بیارم،بدبخت میشم.(فکر خودآیند مراجع شناسائی شد.)

پس یادتون باشه که افکار خودآیندی رو باید شناسائی کنید که به رویدادهای زندگیتون معنا می ده و اونها رو براتون تفسیر می کنه، نه هر فکرخودآیندی رو!